داریم پاسور میزنیم و وقتی ریحانه داشت میگفت عمرا ببری با نیشخند دوتا پشت هم کوبیدم و گفتم هه تموم. بردم. و ورق هارو یجوری کوبیدم که عزیزم از خواب پاشد گفت بخوابین دیگه و ی ورق گوشه اش پاره شد پرت شد
من و ریحانه واقعا وقتی میایم روستا حس میکنم مغزمونو یادمون میره بیاریم. به معنای واقعی کلمه دوتا بی ابروی کسخل که فقط میخندن بی دلیل و مغزشون رد داده با تنوع لباسایی که مربوط به دهه های اول زندگی انسان روی زمینه.
به نظرتون کدومو بخونم کتاب خواهر جرمی( خاندان ولکوف ) کتاب داداش برندون( لاندون سگ ) و خواهر نیکولای( خانواده سوکولوف ) کتاب خواهر برندون ( داستان های لیوای و بدترین دامادش ) کتاب آوا و ایلای
شماهم قبول دارین به پسرا موی بلند( نه جوری که به کش بیاد ) بیشتر میاد؟ نمیفهمم چرا انقد اصرار دارن دور تا دور سرشونو ماشین کنن 😐 و ریش و سیبیل مخصوصا وقتی طرف زاویه داره عه صورتش اشتباه محض عه به نظرم
جرمی که بدون ترس و خیلی خوب بچه ی مودب و جنتلمن نشسته بود جواب سوال های زاندر رو میداد و ... زاندر هم دم در اتاق جرمی نشسته بود که من همینجا میخوابم جرمی خواست بره تو اتاق سیسیلی گیرش بندازم از اونور سیسیلی که میخواست یواشکی در اتاقشو باز کنه بره پیش جرمی که یکی از پنجره میپره داخل و دهنشو میگیره. کیه؟ بله جرمی 😔🎀✨