TGViewer
سماموس: نوشته‌های یوسف مهرداد بی‌بالان سماموس: نوشته‌های یوسف مهرداد بی‌بالان @bibalan_com · 298 subscribers
Post #194 84
کجایی؟ باران آمد!
… و باران آمد.
این روزها دمای هوای کانادا در حال ثبت رکوردهای جدیدی است. دمای هوای ایالت بریتیش کلمبیا به دمای بی‌سابقه‌ی 46 درجه رسید و دمای اینجا هم رکورد 37 درجه را پشت سرگذاشت. نبود زیرساخت مناسب برای هوای گرم مانند کولر و دیگر خنک‌کننده‌ها، تحمل شرایط را واقعا غیرممکن می‌کند.

اما دیروز (دوم ژوئن) باران آمد و هوا را خنک‌تر کرد. دمای امروز 24 درجه سانتی‌گراد است!
دیدن باران با یادآوری بی‌بالان و ترانه‌ی لیلایِ علیرضا قربانی هم خالی از لطف نبود. دلم برای روزهای بارانی تنگ شد؛ روزهایی که مادر ما را از رفتن به حیاط خانه منع می‌کرد! نگران بود که خیس شویم و بعدش بیمار! کجایی مادر؟ باران آمد!

کجایی ای که عمری در هوایت نشستم زیر باران‌ها، کجایی
اگر مجنون اگر لیلا، غریبم در بیابان‌ها، کجایی
کجای این شب تاریک به روی ماه در بستی
نه می‌گویی نه می‌دانم کجا هستم کجا رفتی
من آتش بودم اما تو به خاکستر نشستی
نه می‌گویی، نه می‌دانم کجا ماندم، کجا هستی
اگر شب هست و فردا نیست اگر راهی به رویا نیست
چه آهوها که در چشمان لیلا نیست،
اگر گم کرده‌ام خود را، مرا در گریه پیدا کن
اگر از شِکوه لب بستم، سکوتم را تماشا کن

پ.ن.
یادداشت خانم نیکفر برای این نوشته خیلی آموزنده بود. آنها را هم اضافه کردم.
"وقتی شما تجربه سوگ – مرگ، جدایی، هجرت یا فقدان – را از سر می‌گذرانید، پس از مدتی – کم یا زیاد – دردش التیام می‌یابد، زخم اش خوب می‌شود و خاطراتش کم رنگ و حتی گاهی فراموش. زیرا روح هم مثل بدن توانایی ترمیم خود را دارد.
می تواند سلول‌های تازه‌ای بسازد و تکه‌های شکسته و پاره خود را دوباره به هم پیوند دهد. اما با هر تجربه، اتفاقی افتاده که قابل برگشت نیست.
تجربه سوگ، یک لایه نامرئی – اما محسوس و واقعی – به روی همه چیز دنیای آدم می‌کشد. مثل لاک بی رنگ. مثل ورنیِ روی جلد. مثل ورق‌های بین صفحات مصحف شریف. مثل سلفون روی غذا. مثل شیشه شفاف تمام قدی که در فرودگاه، بین ما و مسافرمان کشیده شده است.
مثل چیزی که انگار نیست، اما هست. ما می‌دانیم که هست و این، ما را همیشه‌اندکی غمگین می‌کند.‌اندکی، اما همیشه. و ما می‌دانیم که هرگز، هیچ وقت، به تمامی شاد نخواهیم بود. که هرگاه دستمان را پیش آوریم تا شادی را لمس کنیم – حتی از نزدیک، حتی در آغوشش هم که باشیم – انگشتانمان لایه‌ای نامریی از غم را لمس خواهد کرد.
دال دوست داشتن
نویسنده: حسین وحدانی"


https://www.bibalan.com/?p=3542
یوسف مهرداد بی‌بالان

https://t.me/bibalan_com
Telegram سماموس: نوشته‌های یوسف مهرداد بی‌بالان این کانال برای اطلاع‌رسانی نوشته‌های وبلاگ سماموس (bibalan.com) ایجاد شده است. مطالب پس از انتشار در وبلاگ، در این کانال نیز منتشر خواهد شد. امیدوارم که مطالب آن برای شما مفید باشد و خوشحال خواهم شد تا نظرات و بازخوردهای شما عزیزان را دریافت کنم.
More from @bibalan_com
  1. Sep 30, 2026هزینه‌ی RAG رو کی پرداخت می‌کنید؟ هر دستیار هوش مصنوعی که از بر اسناد و مدارک به پرسش‌های…
  2. Sep 9, 2026روح من، جا مانده در باران! https://t.me/bibalan_com
  3. Sep 5, 2026کی دست‌‌یار کیه؟ به ابزارهایی مانند Claude Code, Cursor, GitHub Copilot می‌گویم دستیار. ول…
  4. Aug 8, 2026وقتی هوش مصنوعی، حافظه‌ی شما را می‌دزدد بگذارید یک آزمایش کوتاه انجام بدیم! آیا می‌تونید ی…
  5. Jul 25, 2026فرایند تک‌ نفره (Process of One) در سال ۱۹۹۵، واتس هامفری (Watts Humphrey)-معروف به پدر کی…
  6. Jul 19, 2026دست‌یار هوش مصنوعی شما خسته نشده، پر شده اگر هر روز برای برنامه‌نویسی از هوش مصنوعی استفاد…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →