🎯 کوچ بزرگ از ریاضی به تجربی: علاقه تغییر کرد یا «خطای شناختی» ایجاد شد؟
اگر به دهه ۷۰ و ۸۰ برگردید، صندلیهای رشته ریاضی پر از استعدادهایی بود که به عشق مهندسی درس میخواندند. اما امروز، کنکور تجربی با فاصلهای عجیب شلوغترین جبههی رقابت است. آیا علاقه ذائقه نسلها ناگهانی تغییر کرد؟ مسلماً خیر.
شاید بگویید «شرایط اقتصادی و بازار کار نامناسب مهندسی» علت اصلی است. اما وقتی دقیقتر و عمیقتر نگاه میکنیم، این تحلیل لنگ میزند!
💡 یک پرسش کلیدی: از صدها هزار داوطلب تجربی، مگر چند درصد به آن ۳ رشته پردرآمد (پزشکی، دندانپزشکی، داروسازی) میرسند؟ و چند درصد بعد از چند سال پشت کنکور ماندن و سوزاندن جوانی، همچنان از این انتخاب راضی هستند؟
اینجاست که دست «معماران انتخاب» و مؤسسات غولآسای کنکور رو میشود:
۱️⃣ فروش «امیدِ کماحتمال» (Lottery Effect): مؤسسات کنکوری دقیقاً مثل بلیت بختآزمایی رفتار کردند. آنها با هایپ کردن زندگی رؤیایی پزشکان، احتمالِ بسیار پایینِ موفقیت را در ذهن دانشآموز بزرگ و پررنگ کردند (خطای تورم احتمال).
۲️⃣ کادربندی (Framing) و ترس از عقب ماندن (FOMO): وقتی تمام تبلیغات محیطی، مدرسهها و مشاوران یک مسیر را به عنوان «تنها راه خوشبختی و امنیت مالی» جابهجا کردند، گزینه «ریاضی» پیشفرضِ شکست تعریف شد و «تجربی» پیشفرضِ هوشمندی!
در واقع دانشآموزان بین تمام مسیرهای ممکن انتخاب نکردند؛ بلکه در محیطی دستکاریشده دست به انتخابی زدند که سودش مستقیماً به جیب مافیای آموزشی و مؤسسات رفت، نه آینده اکثریت آنها.
اگر نقش دولت ها و بحث کمبود را در نظر نگیریم ...
🖇 @BeyondPapers
Post #975
375
- ❤ 7
- 👍 3