دکتر مجتهدزاده؛ استاد خونگرم!
جواد رنجبر درخشیلر
منظورم از خونگرم آن ویژگی عمدتا ریاکارانه نیست که برخی افراد دارند و بر اثر آن بی وقفه «قربونتون برم» و «دوستتون دارم» نثار ملت می کنند در حالی که خنجرشان را تیز می کنند.
دکتر پیروز مجتهد زاده در جهان علم خونگرم بود. برخلاف برخی استادان که به محیط و تاریخ و وطن جز به عنوان سوژه پژوهشی نگاه نمی کنند!
اولین بار ایشان را در سال ۷۸ در همایش خلیج فارس در وزارت خارجه دیدم. بی تردید از اغلب سخنرانان آن همایش برتر بود؛ حتی از خارجی ها! تسلط ایشان بر مباحث و زبان انگلیسی و قدرت بیان و تی شرت سفیدی که با کت و شلوار پوشیده بود من را متوجه ایشان کرد.
رفتم جلو و این آغازی بود برای آشنایی با استاد.
کمی بعد برای پرسشی علمی به ایشان تلفن کردم، با خجالت و تردید. نیم ساعت در تلفن توضیح دادند. گویی توضیح دادن به من دانشجوی ساده مهم ترین کار استاد پرمشغله بود در آن روز. همین ویژگی است که استاد را از یک متخصص ساده به انسانی برمنش و اجتماعی و خونگرم تبدیل می کند.
من در حد یک علاقه مند اگر پرسشی بشنوم با حوصله و مفصل توضیح می دهم، از دکتر مجتهدزاده آموخته ام.
دکتر مجتهدزاده که دریغا که از میان ما رفت، از جمله استادان واقعی بودند با علم واقعی که نقشی اجتماعی هم در تداوم آن علم بر عهده گرفته بودند.
مذهب مختار در ایران آن است که معمولا کسانی نقش اجتماعی بر عهده می گیرند که هیاهو و فریبکاری را خوب بلد باشند. به ندرت دانشمند خونگرم در ایران داریم. البته در دانش دانشمندان خونسرد هم باید تردید جدی کرد.
دکتر مجتهدزاده همچون مرحوم استاد دکتر طباطبایی دانشمندی خونگرم بود. نوعی لطیف و کارآمد از ترکیب دانش و امر اجتماعی که متاسفانه با حضور فریبنده روشنفکران حسابی آلوده شده است.
آثار دکتر مجتهد زاده را چون هر کار علمی دیگر می توان نقد کرد و در آن سره از ناسره بازشناخت. خود استاد هم نقدپذیر بودند، البته از نااهل و ناوارد سخن نمی پذیرفتند.
یک بار به ایشان گفتم حاکمان عرب را «شاهک» می نامید. شاه مفهومی ایرانی است و برای نامیدن حاکمان عرب روا نیست؛ حتی با ک تحقیر. پذیرفتند. شیخک و امیرک واژه های مناسبتری هستند.
ما چون کاروانی هستیم که وقتی راه افتادیم بسیار بزرگ و محتشم بودیم. هر چه پیش می رویم کم می شویم و از شکوه مان کاسته می شود. در هر منزل استادانی و بزرگانی جدا می شوند. کاروان سالارها هم خسته می شوند. نیرویی باید و انگیزه ای و روحیه ای که کاروان را بار دیگر بسازیم.
نفرت کور و ایدئولوژی هایی که چون غبار چشم ها را پوشانده محصول لاغر شدن کاروان علم است. جای استادان باید پر شود و پرگویان پررو که فریبکارانه ایران را به نابودی می برند باید به حاشیه رانده شوند.
عالم ایرانی کسی است که در دفاع از ایران خجل نباشد و تبصره نیاورد. دکتر مجتهدزاده چنین بود.
روانش به مینو!
https://t.me/melliiran
Post #31764
1.89K