اکنون نیز، پس از آنکه دانستیم که نه طالبان اصلاحشدنیاند و نه کشورهای حامی طالبان برنامهای برای آیندۀ این کشور روی دست دارند، به این میاندیشیم که چگونه مردان را نیز به اعتراضات دعوت کنیم. جنبش زنان بدون حمایت مردان به بار نمینشیند. در هیچ کجای دنیا زنان بدون حمایت مردان به استقلال و آزادی نرسیدهاند. قصد کشاندن آنها به خیابانها را نداریم، زیرا آنها خوب میدانند که طالبان مستقیم به سوی آنها آتش خواهند گشود. مردان از جنگهای چندین دهه خستهاند. به آنها باید حق داد. چرا نباید زندگی امن و بدون هراس از انفجار و انتحار و دستگیر و ترور شدن را نداشته باشند؟ مگر تنها از آنها میخواهیم که وضعیت ما زنها را نیز درک کنند. ما را بفهمند. برای آزادی دختران نسلهای بعد هم که شده باید ما را بفهمند.
میدانیم که طالبان بهشدت از زنها میترسند؛ این را در رفتار سبعانه و خشن آنها دیدهایم. هنگامی که تظاهرات ما را سرکوب میکردند، از دشنامهای آنها که حوالهمان میشد میفهمیدیم که از ما ترسیدهاند.
از مولوی طالبی که در اثنای بازداشت ما را ارشاد کرده بود و بعد میگفت اکنون باید برود و چند رکعت نماز برای آمرزش خودش بخواند، زیرا با زنان همکلام شده است، دانستیم که زنها قدرتی دارند که طالبان را میتوانند مورد غضب خدایشان قرار بدهند. از ما میترسند، زیرا باعث شدهایم که هیچ کشور دنیا تا حالا آنها را به رسمیت نشناسد. کار سترگی تا حالا انجام دادهایم و آزادی هر چند که در بستر افغانستان دیر به دست خواهد آمد، ولی ناممکن و دور از دسترس نیست. آن صبح آزادی در پایان این شب جهل و ظلمت خواهد دمید.💥از کتابِ «صدای آزادی»
محمد آصف سلطانزاده و زینب انتظار
T.me/bestdiplomacy