جامعه همیشـه به شـما آموخته باهوش کسی است که کمتر بدهد و بیشتر بگیرد. چه در فروشگاه چه در ازدواج مبنای محاسبه همین اسـت. ما به این دلیل در مورد عشـق بیشتر صحبت می کنیم که فکر می کنیم عشـق فراتر از محاسبه است. البته وقتی دچار این احساس می شویم که در دیگری غرق شـده ایم، بنابراین از این محاسبه فراتر می رویم و شرایط تبدیل می شود به «چیزی که می گیرم مهم نیست، چیزی که می دهم مهم است».
رابطه تا وقتی به خوبی پیش می رود که در اوج شـور و حرارت عاطفی هستیم، ولی وقتی شدت احساس ما افت کند، رابطه به بده بستان تبدیل می شـود. شما در محل کارتان، در رفتار با همسایه ها و با خیلی از مردم بده بسـتان دارید، اما اینها معاملات محدودی هستند. درحالی که بده بستان در ازدواج مداوم است و شـما همواره با یک نفر دیگر در یک قفس زندانی هستید.
بنابراین طبعا احساس می کنید آن دیگری به شکلی از شما سوءاستفاده می کند و وقتی دچار این احساس بشوید فقط تضاد و تضاد و تضاد به وجود می آید.
سادگورو
از اجبار به آگاهی
@behtarinammann
Post #4508
37