TGViewer
بهــ•ᴗ•ــرین بـــــاش بهــ•ᴗ•ــرین بـــــاش @behtareenbash · 9.36K subscribers
Post #34052 4.06K
زمستان بود.
جان میکندم در نیویورک نویسنده شوم.
سه یا چهار روز بود لب به غذا نزده بودم. فرصتی پیش آمد تا بالاخره بگویم:"می‌خوام مقدار زیادی ذرت بو داده بخورم"
و خدای من!
مدت‌ها بود غذایی این همه به دهانم مزه نکرده بود. هر تکه از آن و هر دانه مثل یک قطعه استیک بود. آنها را می‌جویدم و راست می‌افتاد توی معده ام. معده ام می‌گفت: متشکرم! متشکرم! متشکرم!

مثل آنکه توی بهشت باشم همینطور قدم می‌زدم که سرو کله ی دو نفر پیدا شد.
یکیشان به آن یکی گفت: خدای بزرگ!
طرف مقابل پرسید: چه شده؟
اولی گفت: آن یارو را دیدی چه وحشتناک ذرّت می‌خورد!

بعد از آن حرف دیگر از خوردن ذرّت ها لذت نبردم.
به خودم گفتم: منظورش از وحشتناک چه بود؟!
من که توی بهشت سیر می‌کنم...

گاهی به همین راحتی با یک کلمه، یک جمله، یک نیشخند یا حالتی از یک چهره می‌توانیم مردم را از بهشت خودشان بیرون بکشیم و این واقعاً بی رحمانه ترین کاری ست که انجام می‌دهیم ...


✏️ چارلز بوکوفسکی
#اندکی‌تفکر


ꕥ࿐🌹
@BehtareenBash
More from @behtareenbash
  1. Oct 17, 2026Post #35929
  2. Oct 16, 2026بهترین رفتار رو انتخاب کن ᰔᩚ𓂃♥️ @BehtareenBash
  3. Oct 16, 2026مى‌پنداشتم كه تنهايى، ديگر دست از جانِ من نخواهد كشید و خستگى، ديگر روحِ مرا ترک نخواهد گف…
  4. Oct 16, 2026Post #35925
  5. Oct 16, 2026video post
  6. Oct 15, 2026ᰔᩚ𓂃♥️ @BehtareenBash
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →