TGViewer
بَذر بَذر @bazrarghavan · 683 subscribers
Post #6174 103
با دلی مشوش و ذهنی نگران، زیر سقف آسمان، روی نیمکتِ آبی‌رنگِ میدان می‌نشینم و لیوان قهوه را کنارم می‌گذارم. حالا تمام شهر رنگ پاییز گرفته و هر گوشه، برگ‌های سبز را می‌بینم که آرام‌آرام از کناره‌ها زرد و خشکیده می‌شوند. گذرِ عمر! روی نیمکت روبه‌رویی، جوانک‌های سرباز با یونیفرم آبیِ تیره نشسته‌اند و در فرصت فراغت کوتاهشان سیگار دود می‌کنند. روی نیمکت کناری، دختر جوانی نشسته که تا چندی پیش، سر روی پای محبوب گذاشته بود و نوازش می‌شد. دریغا عشق گاهی چقدر به ما نزدیک است! مرد جوانی روی نیمکت سمت راست نشسته. درگیر کار مهمی به نظر می‌رسد و پاهایش را از اضطراب تکان می‌دهد.
من چرا همه‌ی این‌ها را نوشتم؟ نمی‌دانم. من هم دل‌نگران و آشفته‌ام و چشم‌به‌راهِ آینده‌ای که نمی‌دانم چه برایم در چنته دارد. اگر احساسِ این روزهایم نامی داشت، می‌گفتم «تعلیق». حقیقت این است که من معلقم و نمی‌دانم چه خواهد شد.
کاش سال‌ها بعد، وقتی به این روزها نگاه کنم، ایمان داشته باشم که آن‌چه برایم بهترین بود اتفاق افتاده. «خوش‌بختی» لزوماً با خوش‌حالی یک‌سان نیست. گاهی انسان در وسعتِ رنج نیز خوش‌بختی را لمس می‌کند. و من امیدوارم، ارغوانِ سال‌های بعد، وقتی به این دخترِ تنهای مضطرب روی نیمکت آبی پارک فکر می‌کند، احساس «خوش‌بختی» داشته باشد. همین.

✍: ارغوان؛
چهارشنبه ۱۵ مهر؛ میانه‌ی ماه اول پاییز ۱۴۰۵
در تشویش روزهای انتخاب رشته و دانشگاه.
  • ❤ 15
More from @bazrarghavan
  1. Oct 7, 2026«کجا بودم؟ کجا رفتم؟ کجایم من؟ نمی‌دانم به تاریکی درافتادم؛ رَهِ روشن نمی‌دانم» با شعر شیخ…
  2. Oct 6, 2026«ای پر از شهوتِ رفتن.»
  3. Oct 6, 2026هر تک ساعت چه شور و دلهره‌اي در دلم می‌اندازد. زندگی کوتاه است، و روز چه دراز. قلبم پیوسته…
  4. Oct 5, 2026با ترانه‌ی زویا زاکاریان و موسیقی واروژان.
  5. Oct 5, 2026document post
  6. Oct 5, 2026«...بر او ببخشایید بر او که از درون متلاشی‌ست اما هنوز پوست چشمانش از تصور ذرات نور می‌سوز…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →