TGViewer
بیان دیگر بیان دیگر @bayandigar · 135 subscribers
Post #144 75
فریدون و ضحاک؛ چرا پیروزی بر هیولا پایان داستان نیست؟
✍️ مهدی عربشاهی

در سنت ایرانی، مهرگان با پیروزی فریدون بر ضحاک پیوند خورده است؛ جشنی برای غلبه داد بر بیداد. داستان نیز همه عناصر یک پایان باشکوه را دارد: ضحاک، فرمانروایی که مارهای دوشش با مغز جوانان تغذیه می‌شوند؛ کاوه آهنگر که علیه او برمی‌خیزد؛ درفش چرمی‌اش که به نشان قیام تبدیل می‌شود؛ و فریدون جوان که سرانجام ضحاک را شکست می‌دهد و در دماوند به بند می‌کشد. انگار «هیولا» شکست خورده و جهان می‌تواند دوباره نفس بکشد. اما شاهنامه درست در همین نقطه نکته‌ای ظریف‌تر پیش روی ما می‌گذارد: شکست‌دادن هیولا الزاماً به معنای پایان‌یافتن شر نیست.

در آغاز شاهنامه، شر اغلب چهره‌ای روشن و بیرونی دارد: دیو است، ضحاک است، مار بر دوش دارد، خون می‌ریزد و می‌توان در برابرش ایستاد. چنین دشمنی، هرقدر هولناک، یک مزیت دارد: می‌دانیم دشمن کیست. اما پس از پیروزی فریدون، شر کم‌کم شکل دیگری پیدا می‌کند. فریدون سه پسر دارد: سلم، تور و ایرج. جهان را میان آنها تقسیم می‌کند و بهترین بخش به ایرج می‌رسد. حسد در دو برادر بزرگ‌تر شکل می‌گیرد و آنچه با نارضایتی آغاز شده، سرانجام به قتل ایرج به دست برادرانش می‌انجامد. دیگر نه ماری بر دوش کسی روییده و نه هیولایی از بیرون آمده است؛ این بار هیولا درون خانواده است.

در یک خوانش نمادین می‌توان گفت شاهنامه ما را از مرحله‌ای ساده‌تر به مرحله‌ای دشوارتر می‌برد: نخست باید با شرّی بجنگیم که می‌توان آن را نشان داد و نام برد؛ بعد باید با همان امکان در درون انسان روبه‌رو شویم. حسد، آزمندی، میل به قدرت و کینه ظاهر هیولایی ندارند. کسی که گرفتار آنهاست حتی ممکن است خود را محق بداند. از این زاویه، ضحاک تنها یک شخص نیست؛ صورتی آشکار از چیزی است که بعدها می‌تواند بدون مار و تاج و تخت، در رابطه دو برادر نیز ظاهر شود. شر از جهان حذف نشده؛ فقط از هیولای بیرونی به درون انسان منتقل شده است.

و فاجعه به قتل ایرج ختم نمی‌شود. خون، خون دیگری می‌طلبد. منوچهر، از نسل ایرج، بعدها سلم و تور را می‌کشد تا انتقام او را بگیرد و دشمنی نسل‌ها ادامه پیدا می‌کند. در دوره فریدون، نیروهایی که پیش‌تر به صورت دیوان و موجودات بیرونی ظاهر می‌شدند، در قالب «آز» و «رشک» وارد سرشت آدمیان می‌شوند؛ قتل و انتقام از این پس به مسئله‌ای درون خانواده تبدیل می‌شود.

شاید به همین دلیل پیروزی فریدون پایان شاهنامه نیست. شکست یک ستمگر می‌تواند ضروری باشد، اما هیچ پیروزی سیاسی یا اجتماعی به‌خودی‌خود انسان تازه‌ای نمی‌سازد. ممکن است ضحاک از تخت پایین کشیده شود و همان میل به سلطه، حسد و حذف دیگری در کسانی که پس از او آمده‌اند ادامه پیدا کند. تاریخ نیز بارها نشان داده است که از میان برداشتن «دشمن بیرونی» بسیار ساده‌تر از شناختن چیزی است که از همان دشمن در خود ما باقی مانده است.

مهرگان از این منظر می‌تواند فقط جشن شکست ضحاک نباشد؛ یادآوری پرسشی دشوارتر هم باشد: بعد از پیروزی چه می‌شود؟ وقتی هیولا را شکست دادیم، آیا چیزی از او در خودمان باقی مانده است؟ آیا می‌توانیم همان خشونتی را که در دشمن محکوم می‌کردیم، وقتی در لباس حسد، انتقام، قدرت‌طلبی یا حذف دیگری در خودمان ظاهر شد هم بشناسیم؟

شاید یکی از عمیق‌ترین هشدارهای شاهنامه همین باشد: همیشه خطرناک‌ترین ضحاک، آن ضحاکی نیست که بر تخت نشسته است؛ گاهی ضحاکی است که پس از سقوط او، آرام‌آرام درون انسان بیدار می‌شود.

#شاهنامه #مهرگان #فریدون #فردوسی #ضحاک

@bayandigar
Telegram عکس بیان دیگر
  • 👍 5
  • ❤ 2
  • 🔥 1
More from @bayandigar
  1. Sep 29, 2026سه‌شنبه‌های مثنوی | مثنوی برای انسان امروز وقتی بوی خوب حالمان را بد می‌کند مردی در بازار…
  2. Sep 28, 2026زیارتکده‌های جان؛ وقتی سفر فقط جابه‌جایی نیست ۲۷ سپتامبر، روز جهانی گردشگری است؛ فرصتی برا…
  3. Sep 27, 2026کتابِ جهان جهان، چیزی نیست که فقط دیده شود. جهان، خوانده می‌شود. هر سنگ، یک حرف است. هر در…
  4. Sep 25, 2026رستم و سهراب؛ وقتی شناخت یک لحظه دیر می‌رسد ✍ مهدی عربشاهی تراژدی رستم و سهراب را معمولاً…
  5. Sep 24, 2026#کد_۰۰۴ از مرشد تا اینفلوئنسر؛ اقتدار معنوی چگونه تغییر کرده؟ ✍ مهدی عربشاهی در سنت‌های قد…
  6. Sep 23, 2026هفت شهر عشق در زندگی امروز ✍️ مهدی عربشاهی عطار در منطق‌الطیر از هفت وادی سخن می‌گوید که س…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →