#کد_۰۰۳
اسطوره آشوب را معنادار میکرد؛ داده (دیتا) آن را اندازهپذیر میکند
فرض کنید هزاران سال پیش چند ماه باران نمیبارید.
زمین ترک میخورد، محصول از بین میرفت و کسی نمیدانست چرا آسمان بسته شده است. انسان سنتی ممکن بود خشکسالی را نشانه خشم خدا، برهمخوردن نظم کیهانی یا شکستهشدن پیمانی مقدس بداند. پس دعا میکرد، قربانی میداد، میرقصید یا آیین باران برگزار میکرد.
امروز با همان آسمان روبهرو میشویم، اما ماهواره را نگاه میکنیم، فشار هوا و رطوبت خاک را اندازه میگیریم و احتمال بارندگی را محاسبه میکنیم.
مسئله همان است:
جهانی که کاملاً در اختیار ما نیست.
اما پاسخ عوض شده است.
اسطوره میپرسید:
«این اتفاق چه معنایی دارد؟»
داده میپرسد:
«چقدر است، چرا رخ داده و بعد چه خواهد شد؟»
اسطوره، آشوب را وارد روایت میکرد.
داده، آشوب را وارد مدل میکند.
اسطوره میگفت قحطی بخشی از داستانی بزرگتر است؛ شاید مجازات، آزمون یا نشانهای از برهمخوردن نظم جهان.
داده میگوید بارش نسبت به میانگین بلندمدت چند درصد کاهش یافته، مخازن چه میزان آب دارند و احتمال ادامه خشکسالی چقدر است.
هر دو، به شیوهای متفاوت، جهان بیشکل را قابل تحمل میکنند.
یکی آن را معنادار میکند.
دیگری آن را اندازهپذیر.
عدد به ما آرامش عجیبی میدهد.
فشار خون: ۱۳۰ روی ۸۰.
خواب: ۶ ساعت و ۴۷ دقیقه.
احتمال باران: ۷۰ درصد.
روزانه: ۸۴۰۰ قدم.
جهان هنوز پیچیده است، اما عدد به آن لبه میدهد. چیزی که مبهم و گسترده بود، ناگهان در یک عدد کوچک جا میشود و ما احساس میکنیم:
«حالا میدانم کجا ایستادهام.»
شاید داده فقط ابزار شناخت نباشد؛ گاهی داروی اضطراب انسان مدرن هم هست.
اما همینجا خطری آغاز میشود.
ابتدا میگوییم:
«این چیزی است که میتوانیم اندازه بگیریم.»
بعد:
«این مهمترین چیزی است که باید بدانیم.»
و سرانجام:
«آنچه قابل اندازهگیری نیست، چندان واقعی نیست.»
سلامت تبدیل میشود به چند شاخص.
آموزش به نمره.
محبوبیت به تعداد لایک.
کیفیت یک اثر هنری به میزان تعامل.
زندگی خوب به داشبوردی از عددها.
اما یک غروب را میتوان تا آخرین طول موج نور اندازه گرفت و هنوز پرسید:
زیبایی آن کجای دادهها بود؟
میتوان ضربان قلب کسی را هنگام دیدن مادرش ثبت کرد، اما:
دادههای حضور مادر، خودِ حضور مادر نیستند.
میتوان موسیقی را به صفر و یک تبدیل کرد، اما فایل موسیقی همان تجربه شنیدن آن در یک شب خاص زندگی نیست.
پس مسئله مخالفت با داده نیست.
داده یکی از بزرگترین دستاوردهای تمدن است. با آن بیماری را بهتر میشناسیم، هوا را پیشبینی میکنیم و جهان را دقیقتر میبینیم.
مسئله از جایی آغاز میشود که نقشه را با سرزمین اشتباه بگیریم.
اسطوره هم خطای خودش را داشت: گاهی در هر تصادفی پیام میدید.
دادهزدگی خطای معکوس دارد: گاهی هر چیزی را که به عدد درنمیآید، نادیده میگیرد.
شاید انسان به هر دو نوع نظم نیاز داشته باشد:
نظم محاسباتی برای اینکه بتواند در جهان عمل کند.
و نظم معنایی برای اینکه بتواند در همان جهان زندگی کند.
اسطوره آشوب را روایتپذیر میکرد.
داده آن را محاسبهپذیر میکند.
اما جهان شاید همیشه چیزی بیش از روایت ما و چیزی بیش از محاسبه ما باقی بماند.
و شاید درست در همین «باقیمانده» است که هنوز
ابهام، زیبایی، حیرت و راز
امکان نفسکشیدن دارند.
#داده #اسطوره #فلسفه #معنویت_نو #مدرنیته
@bayandigar
Post #137
61