آینه شو،
ای آینده.
آینه باش بر من،
که آشکار میسازی بر من
آنچه نهان است از من.
آینه،
نگاهم بر توست؛
اما...
تو تا کجا دیدهای؟
تا کجا نوا ها را شنیده ای؟
آینه،
آیا باز میخوانی بر من
از آیندهی من؟
آینه،
چرا میهراسانی مرا؟
که تو بر من آیندهای،
و من بر تو گذشته.
آینه،
تو که میبایست
گذشته باشی،
اما...
تو بر من آینده شدی،
در پیشِ نگاهم؛
پیش از رسیدنِ فردا،
پیش از آنکه زمان
مرا به تو رساند.
ای آینه . . .
Post #4467
303
#شرکت_کننده13