تو بگفتی که گذشتی و گذشت شهریارا!
ز چه چیزی تو گذشتی؟ ز دل خونِ فِگارا؟
چو شدی خسته ز معشوق، گذشتی ز دل خویش
من نبخشم، چو در این بین گسستند دل مارا
کس نداند که در این چرخ چه شد حاصل عمرم
من بگویم که بدانند دل است حاصل دَهرا
پس چگونه تو گذشتی از این حاصل عمرت؟
پس چگونه تو در این رنج بماندی به مدارا؟
تو بگفتی که شود وای به حال دگران کاش
منم آن کس که بگیرم انتقام دل زارا
Post #4466
308
#شرکت_کننده12