بر خلافِ زندگی، هرگز نبودم سختگیر
عشق را آسان گرفتم، قلبِ من شد گوشهگیر
دل به هر کس مینهم، آخر شوم من ناامید
ناامیدی از وفای این و آن، کرده مرا همچون اسیر
هر که آمد، میگذشت و بر دلم پا میگذاشت
من شدم در خاطراتِ ماندگان، تنها و پیر
ناگهان دیدم که از آن عشق، جز حسرت نماند
ماندهام با خاطراتی از گذشته، ناگزیر
Post #4464
294
#شرکت_کننده15