سه اصطلاح با کلمه break
1. Break the ice
🧊 یخ مجلس رو شکستن، صمیمی کردن فضا
مثال: He told a joke to break the ice at the meeting.
(یه جوک گفت تا فضای جلسه رو صمیمیتر کنه.)
---
2. Break down
🚗 خراب شدن (ماشین یا دستگاه)، یا از هم پاشیدن (احساسات)
مثال: My car broke down on the way.
(ماشینم توی راه خراب شد.)
---
3. Break a leg
🎭 موفق باشی! (اصطلاحی برای آرزوی موفقیت، مخصوصاً قبل از اجرا)
مثال: Good luck on your performance—break a leg!
(موفق باشی توی اجرات—ایشالا بترکونی!)
@basicenglishlearner
Post #14236
4.64K
- 👍 7
- ❤ 4