.
☀️
روز دوم | قسمت چهارمیادتونه دیروز گفتیم:
«این تازه شروع تغییر او بود...»
ماجرا از همینجا جالبتر میشه.
او کمکم متوجه شد که اردو فقط
درباره کمک به دیگران نیست.
چیزی در خودش هم داشت تغییر میکرد.
قبل از اردو، شاید خیلی به این فکر نمیکرد که:
💭 «من چه فایدهای برای دیگران دارم؟»
اما حالا یک تجربه واقعی جلوی چشمش بود.
یک کار کوچک انجام داده بود...
و نتیجهاش را با چشم خودش دیده بود.
🌱 یک خانه روشن شده بود؛
اما انگار یک چیز دیگر هم روشن شده بود...نگاه خودش به تواناییهاش.
و اینجا بود که فهمید:
گاهی برای پیدا کردن حال خوب،
لازم نیست بیشتر برای خودت کاری انجام بدی؛گاهی کافی است ببینی بودنت برای یک نفر مفید بوده.
اما داستان هنوز تمام نشده...
.