بقیع خاک پوک و تردی دارد. باران بزند،
گل میشود. ورِ کشاورز زاده ذهنم میگوید: "این همه برای کبوترها گندم میریزند، چرا سبز نمیشوند؟ چرا بقیع گندمزار نمیشود؟" ورِ شاعر ذهنم میگوید: "سالهاست بر خاکش اشک شور ریخته. توقع داری چیزی سبز شود؟ تو میدانی چندتا دل اینجا جا مانده؟"
📚خال سیاه عربی؛ حامد عسکری
Post #3242
677
- 💔 10