🩶
امیر مؤمنان، اثر قبر فاطمه سلاماللهعلیها را ناپدید کرد. سپس برخاست و رو به جانب مدفن رسول خدا -ص- چرخاند و سخن آغاز نمود:
• سلام بر تو اى رسول خدا!
سلامى از طرف من و دخترت
كه هم اكنون در کنارت آرمیده
و شتابان به شما رسيده است.
اى پيامبر خدا، صبر و بردبارى من
با از دست دادن فاطمه عليهاالسّلام
كم شده، و توان خويشتندارىام نمانده...
هر چند پس از رو به رو شدن با غمِ
فراق و مصيبت دردناک شما، اين
مصيبت براى من قابل تحمّل شدهاست.
• پس امانتى كه به من سپرده بودى
برگردانده شد، و به صاحبش رسيد...
از اين پس اندوه من جاودانه،
و شبهايم، شب زنده دارى است،
تا خدا سرایی را كه تو در آن اقامت
داری برايم برگزيند و به تو ملحق شوم.
• به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت
كه امّت تو چگونه در ستمكارى بر او
اجتماع كردند...
از فاطمه عليهاالسّلام بپرس
و احوال اندوهناک ما را از او خبر گير،
که اين حوادث دردناک در زمانى رخ داد
که هنوز مدّت زيادى از رحلت تو نگذشته
و يادت فراموش نگشته بود...
• نهجالبلاغه، خطبه ۲۰۲
Post #3102
853
- 💔 12