برمبنای آن ساز را پرده بندی کردم و دریافتم که تمام موسیقی ایرانی را اگر بر مبنای «گام راست» تنظیم کنیم میتوانیم براحتی تمام هفت دستگاه موسیقی ایرانی را اجرا نمائیم.
«گامهای گمشده»– نام این کتاب «گامهای گمشده» است. البته شاید این کتاب بدلیل داشتن حالت تئوریک، برخوردهایی را با سایر همکاران سبب شود که البته من تمام نظریات آنها را نقل کردهام و به تفسیر و بدلایلی آنها را رد کردهام.
با تکمیل این کتاب، نتیجهیی گرفتم و آن شباهتی است که بین موسیقی ایرانی و یونانی وجود دارد، و میتوان گفت که در اصل یکی هستند. حال موسیقی ایران به یونان رخنه کرده و یا بالعکس، و یا اینکه هردوی آنها در اصل، از یک نژاد بودهاند و بعد از همدیگر جدا شدند، بماند. البته روش بکار بردن ملودیها متفاوت است اما، اصول و پایهی آنها یکی است.
در اینصورت، یونانیها هم باید نظیر دستگاههای ایرانی داشته باشند! – البته، صد در صد. چنانچه یونانیها هم چهار دستگاه بنامهای «پروتوس»، «دئوتروس»، «تریتوس» و «تترائوس» دارند و آوازهای اولیهی آنها چهارتا است. حتی به عقیدهی موسیقیدانان ما از جمله «عبدالقادر» «صفیالدین ارموی» و حتی فرصت شیرازی، موسیقی ایران به موسیقی یونان شبیه است، هر چند که اینان نمیدانستند در چه موردی این دو موسیقی با همدیگر ارتباط دارند. باید بگویم شباهتها آنقدر دقیق و ظریف هستند که هیچگونه مخالفتی نمیپذیرند، البته من فکر میکنم که موسیقی ایرانی به یونان رفته است، چنانچه «هرودت» میگوید: «موسیقی ماژی» و «ماژی» به معنی «مجوس» «مغها» است که در ایران تولد یافته و بطرف شرق سرازیر شده است و آنگاه به «مصر»، بعد به «یونان» و مطمئنن از آنجا به ایتالیا و اروپا منتقل شدهاست.
اینکه اروپاییها خود را وارث یونانیها میدانند، اتکا به موسیقیشان و البته بهدلائل دیگر است.
– یعنی به یک پیوند میان موسیقی ملل برمیخوریم؟– البته، مطمئنن پیوندی وجود خواهد داشت. چنانکه یونانیها فکر میکردند «گام دورین» مختص آنهاست و گام ملی است، اما، این گام از «استرالیا»، «آلاسکا» و جزایر کنار آفریقا سر درآورد، و اینکه آنها همچنین گامی را دارند، منتهی میشود، بکار گرفتن هر ملتی متفاوت است. ولی هرکس که در این گام «ملودییی» بسازد، شباهتهایی بوجود خواهد آمد. از طرفی دیگر میبینیم، گامهای «هندی» و «چینی» با سایر «گامها» متفاوتاند.
تحقیقاتی در زمینهی موسیقی «کردی» و «فولکلوریک» هم انجام دادهاید. موسیقی «کردی» را که به موسیقی خام و وحشی معروف است چطور میشناسید؟– موسیقی «کردی» موسیقی بسیار وسیع و پر قدرتی است. این موسیقی، بر چهار و یا پنج نوع مختلف است.
نوع اول: موسیقی محلی است که هر سال یکی از ترانههایشان گل میکند. نوع دوم: فولکلوریک است که همراه با مراسم خاصی اجرا میشود. نوع دیگر این موسیقی که بسیار عجیب و غریب است:
بیتخوانی، همانند شاهنامهخوانی است و مانند اپرا که در آن کلام کمتری وجود دارد و حالت آوازی آن بیشتر است.
«سیهچمانه» یا آهنگ عشقی و غمناک نوع دیگر این موسیقی است که از صداهای مختلف خواننده استفاده میکنند. «صدای سینه»، «صدای گلو» و «صدای سر» که در عین حال هر سه صدای مختلف را در آن ملودی بکار میبرند، و این باعث تعجب است. چرا که حتی خوانندههای اپرای ما نمیتوانند همانند خوانندههای «کردی» از هر سه صدا استفاده کنند. البته قومی در کوههای آلپ وجود دارد که از صدای سر و سینه توام استفاده میکنند. این نوع آوازخوانی، یکی از مشکلترین نوع آوازخوانی است.
از نظر نوازندگی، نوازندگان عجیب و چیرهدستی دارند، چرا که آنها موسیقی تفسیری ارائه میدهند. مثلا یک نیزن کردی میتواند براحتی با نواختن سازش، داستانی را تصویر کند. این «نی» از آهن ساخته شده است و یکی از پرقدرتترین «نی»ها است.
به عقیدهی من موسیقی «کردی» بسیار غنی است، اما متاسفانه نمیتوان از آن استفاده کرد، مخصوصا از نوع بیتخوانیاش. چرا که حالت وحشیانه عجیبی دارد، البته زیبائی این موسیقی بداشتن همین حالت وحشیانه است.
کانال بایگانی |
کانال بایگانیپژوه