.
دکتر بصیر کوشکی در پاسخ به سعید لیلاز ؛
کریمخان زند را باید با اسناد تاریخی شناخت، نه با برچسبهای تحقیرآمیز
آقای سعید لیلاز! تاریخ آن چیزی است که اتفاق افتاده است، نه آن چیزی که ما دوست داریم اتفاق افتاده باشد. تاریخ عرصه قضاوتهای سطحی و احساسی نیست؛ بلکه باید با تکیه بر اسناد، شواهد و تحلیل منصفانه بررسی شود. اگر کریمخان زند را «یک لر بیسواد و حاکم دائمالخمر» بخوانیم، آیا واقعاً درباره جایگاه تاریخی او سخنی علمی گفتهایم؟ آیا چند صفت تحقیرآمیز میتواند جای بررسی کارنامه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی یک حاکم را بگیرد؟
۱. سیاست داخلی؛ ثبات و بازسازی پس از سالها آشوب
کریمخان زند در دورهای به قدرت رسید که ایران پس از سقوط صفویه، کشتهشدن نادرشاه و منازعات جانشینان او، گرفتار آشفتگی سیاسی و رقابت مدعیان قدرت بود. او توانست بخش بزرگی از ایران را تحت اقتدار خود درآورد و شیراز را به مرکز سیاسی و اقتصادی حکومتش تبدیل کند. تلاش برای ایجاد ثبات نسبی، رونق تجارت و کشاورزی و بازسازی شهری، از مهمترین وجوه کارنامه او به شمار میرود.
البته دوران زندیه خالی از جنگ، شورش و منازعه نبود و کریمخان نیز برای تثبیت قدرت خود با رقبایش جنگید؛ اما ارزیابی منصفانه اقتضا میکند که عملکرد او در بستر تاریخی زمانهاش بررسی شود.
۲. سیاست خارجی؛ ضرورت بررسی اسناد و عملکرد
روابط تجاری کریمخان زند با خارجیان، مناسبات حکومت او با کمپانی هند شرقی بریتانیا و لشکرکشی به بصره، از موضوعاتی هستند که باید در چارچوب شرایط سیاسی و اقتصادی آن روزگار بررسی شوند.
اگر درباره سیاست خارجی او ادعایی مطرح میشود، لازم است مشخص شود کدام تصمیم، در چه تاریخی، بر اساس کدام سند و با چه پیامدی اتخاذ شده است.
داوری درباره عملکرد یک حکومت، بدون بررسی قراردادها، مناسبات اقتصادی، جنگها و نتایج تصمیمات آن، نمیتواند جای تحلیل تاریخی مستند را بگیرد.
۳. لر بودن کریمخان؛ بخشی از تنوع تاریخی ایران
آقای لیلاز! اگر کریمخان زند از تبار لر بوده است، این موضوع چه دلیلی برای تحقیر او به شمار میرود؟ مگر تاریخ ایران بدون مشارکت اقوام گوناگون شکل گرفته است؟
قومیت نه بهخودیخود امتیاز است و نه نقطه ضعف. لر بودن کریمخان زند، همانند هویت قومی دیگر شخصیتهای تاریخی ایران، بخشی از تنوع فرهنگی و تاریخی این سرزمین است. ایران حاصل مشارکت تاریخی مردمانی با زبانها، فرهنگها و خاستگاههای گوناگون است. هیچ قوم ایرانی را نمیتوان از روایت ملی حذف کرد و هیچ قومیتی نیز نباید دستاویز تحقیر قرار گیرد. اگر هدف تقویت همبستگی ملی است، باید سهم اقوام مختلف در ساختن ایران را بازگو کرد؛ زیرا روایت منصفانه تاریخ، پیوند میآفریند، نه شکاف و کینه.
۴. سواد رسمی؛ تنها معیار سنجش خرد سیاسی نیست
حتی اگر فرض کنیم کریمخان زند از سواد رسمی گستردهای برخوردار نبوده است، آیا میتوان نتیجه گرفت که فاقد خرد سیاسی بوده است؟ میان سواد خواندن و نوشتن، دانش نظری، تجربه عملی و خرد سیاسی تفاوت وجود دارد. توانایی مدیریت بحران، شناخت مناسبات قدرت، ایجاد ائتلافهای سیاسی و برقراری ثبات، از جمله معیارهایی هستند که در ارزیابی عملکرد یک حاکم باید مورد توجه قرار گیرند.
این سخن به معنای کماهمیت دانستن سواد و دانش نیست؛ بلکه تأکیدی بر ضرورت پرهیز از تقلیل شخصیت تاریخی یک فرد به میزان تحصیلات رسمی اوست.
۵. ادعای دائمالخمر بودن؛ ضرورت ارائه سند معتبر
درباره زندگی شخصی کریمخان زند نیز باید میان گزارشهایی درباره مصرف شراب و ادعای «دائمالخمر بودن» تفاوت قائل شد.
برای پذیرش چنین ادعایی، اعتبار منابع تاریخی، زمینه روایت و شواهد مؤید آن باید بررسی شود. نمیتوان بدون ارائه مستندات معتبر، یک ادعا را به حکمی قطعی تبدیل کرد. حتی اگر درباره رفتار شخصی یک حاکم شواهدی وجود داشته باشد، باز هم نمیتوان تمام کارنامه سیاسی او را به همان رفتار تقلیل داد. تاریخنگاری منصفانه، هم نقاط قوت را بررسی میکند و هم نقاط ضعف را؛ نه اینکه یکی را بزرگنمایی و دیگری را پنهان کند.
آقای لیلاز! تاریخ ایران به اندازه کافی از روایت های گزینشی، قضاوتهای شتابزده و داوریهای برخاسته از تعصب آسیب دیده است. امروز بیش از هر زمان دیگری به تاریخنگاری مستند، منصفانه و وحدت آفرین نیاز داریم. اگر کریمخان زند را نقد میکنیم، باید درباره شیوه حکومت داری، تصمیم های سیاسی، مناسبات اقتصادی، روابط خارجی و پیامدهای عملکرد او سخن بگوییم. اگر درباره سواد یا زندگی شخصی او ادعایی مطرح میکنیم، باید سند ارائه دهیم؛ و اگر از هویت قومی او سخن میگوییم، بدانیم که قومیت هیچکس بهخودیخود معیار فضیلت یا رذیلت نیست.
Post #60174
97