📚📚📚📚📚
ما را کشد به سوی تو شوق بلند ما
هر موی، تازیانه شود بر سمندِ ما
در آب و خاک ما شررِ اضطراب نیست
مانَد چو خال بر رخ آتش، سپندِ ما
هیچیم و هیچکس نخرد هیچ را به هیچ
ای روزگار، درگذر از چون و چندِ ما
دعوای صاحبی کن و آنگه به صد زبان
اقرارِ بندگی شنو از بند بندِ ما
برقیم و لیک، آفتِ محصولِ کس نِهایم
فارغ نشین که بگذرد از ما گزندِ ما
با این نکو متاعیِ بازارِ روزگار
ای وای بر طبیعتِ مشکل پسندِ ما
طالب خیال میننمایی که کرده است
خون را دوا به شیشه دل دردمند ما
✍️طالب آملی
@bahaman11
Post #1926
192
- 👍 5
- ❤🔥 1