بامداد شنبه (کیوان شید آریایی) دوستان عزیزم به نیکی و شادی
هدیه امروز حافظ شیرین سخن به شما مهربانان
دیوان حافظ غزل شماره ۱۹۹
🍒🍏🌺🍏🍒🍏🌺🍏🍒🍏🌺🍏🍒
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند
چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند
گوییا باور نمیدارند روز داوری
کاین همه قلب و دغل در کار داور میکنند
بنده پیر خراباتم که درویشان او
گنج را از بی نیازی خاک بر سر می کنند
یا رب این نودولتان را با خر خودشان نشان
کاین همه ناز از غلام ترک و استر میکنند
ای گدای خانقه برجه که در دیر مغان
میدهند آبی که دلها را توانگر میکنند
حسن بیپایان او چندان که عاشق میکشد
زمره دیگر به عشق از غیب سر بر میکنند
بر در میخانه عشق ای ملک تسبیح گوی
کاندر آن جا طینت آدم مخمر میکنند
صبحدم از عرش میآمد خروشی عقل گفت
قدسیان گویی که شعر حافظ از بر میکنند
معنی لغات غزل:
واعظ: وعظ كننده ، پند دهنده، اندرزگو، نصيحت گو.
جلوه:نمود، تظاهر.
محراب:مكاني كه امام جماعت در مسجد نماز مي گزارد.
منبر: كرسي كه واعظ برآن قرار گرفته وعظ مي كند.
خلوت:مكان تنهايي، مكان خالي از اغيار، كنايه از منزل و خوابگاه اختصاصي.
آن كار ديگر:كار ديگري غیر از آن كه در وعظ گفتند.
توبه فرمايان:آنها كه دستور توبه مي دهند ، كنايه از واعظان و اندرزگويان.
روز داوري: روز قيامت.
قلب: وارون كردن، دگرگون جلوه دادان.
دغل: اشتباه كاري ، تقلّب، فريبكاري.
داور:قاضي، كنايه از خداوند متعال در روز داوري.
خاك بر سر مي كنند:در زير خاك پنهان و برروي آن خاك مي ريزند ، كنايه از بي اعتنايي و تحقير.
نو دولت:تازه به منصب و جاه ومقام رسيده
بر خودشان نشان :سرجای خود شان بنشان به جایی که استحقاق آن دارند بازگردان .
ناز:تفاخر.
استر: قاطر ، مركب سواري.
مي دهندآبي: آبي مي دهند ، شرابي مي دهند.
توانگر: باتوان ، با نيرو ، بي نياز.
حسن بي پايان:جمال و زيبايي نامحدود و بي نهايت .
زمره:گروه.
تسبيح:نيايش ، ذكرخدا ، خدا را به پاكي و بي نيازي ياد كردن.
طينت: مقداري از گِل، نِهاد اوليه آدم كه از مصالح خاكي بر گرفته شده است.
مخمر: خمير كردن ، سِرشتن.
خروش:بانگ وصدا و همهمه.
#غزل_شماره_۱۹۹
http://t.me/gonbade_davvar
Post #10837
83