بامداد چهارشنبه (تیرشید آریایی) دوستان عزیزم به نیکی و شادی هدیه امروز حافظ شیرین سخن به شما مهربانان
دیوان حافظ غزل شماره ۱۹۶
🍃🌷💐🌷🍃🌷💐🌷🍃🌷💐🌷🍃
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند
دردم نهفته به ز طبیبان مدعی
باشد که از خزانه غیبم دوا کنند
معشوق چون نقاب ز رخ در نمیکشد
هر کس حکایتی به تصور چرا کنند
چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدیست
آن به که کار خود به عنایت رها کنند
بی معرفت مباش که در من یزید عشق
اهل نظر معامله با آشنا کنند
حالی درون پرده بسی فتنه میرود
تا آن زمان که پرده برافتد چهها کنند
گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار
صاحب دلان حکایت دل خوش ادا کنند
می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب
بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند
پیراهنی که آید از او بوی یوسفم
ترسم برادران غیورش قبا کنند
بگذر به کوی میکده تا زمره حضور
اوقات خود ز بهر تو صرف دعا کنند
پنهان ز حاسدان به خودم خوان که منعمان
خیر نهان برای رضای خدا کنند
حافظ دوام وصل میسر نمیشود
شاهان کم التفات به حال گدا کنند
معنی لغات غزل:
کیمیا: علم شیمی ، دانشی که با آن امکان تبدیل عنصر به نوع کاملتر متصوّر بوده و قدما با تجربه درصد تبدیل مس به طلا بوده اند و در این شعر منظور حافظ از( کیمیا کنند)طلاکنند ، می باشد.
طبیبان مدّعی:مدعیان طبابت ، طبیب نمایان، کنایه از شاه نعمت الله ولی ودر اصطلاح صوفیه به کسی گفته می شود که در حقّ خود دچار توهّم شده و اظهاراتش منافی گفتار و رفتار اهلحقّ باشد.
خزانه غیب:۱- منبع فیوضات الهی و توفیقات ربانیکه حضرت رسوال اکرم (ص) به منزله کلید آن خزانه است ۲- منظور از خزانه ، مخزنی است که در نزد متمکّنین و سلاطین ، محل نگهداری داروهای کمیاب و معجونهای مقوّی و گران بها واز دسترس همگان دور بوده است .
هَر کَس:اشخاص، کسان مختلف ، افراد، در اینجا معنای هر کس ، کسان یعنی از یکنفر بیشتر ،افاده معنا می کندو به همین دلیل (کنند) به دنبال آن آمده است.
حسن عاقبت: عاقبت به خیری.
عنایت:عنایتِ خداوندی ، توجه ، لطف وکرم ایزدی.
مَن یزید:چه کسی زیاد می کند، اصطلاح حرّاجی به معنای اینکه چه کسی زیادتر خریداری می کند و قیمت را بالاتر می برد، حرّاجی .
مَن یزیدعشق: در جراحی و مزایده عشق
معرفت: شناسایی و در اصطلاح صوفیه شناخت و آگاهی که سالک بدست آوردهو او رابه عارف تبدیل و مستعدّ طیمدارج عشق كرده باشد ، مجموعه عوامل و آگاهيهاي كه سبب شناخت كامل چيزي شود.
اهل نظر: صاحب نظران ، اشخاص خبره و با معرفت و آگاه به ماهیت چیزی .
آشنا:کسی که آشنایی و معرفت به شئی مورد نظر داشته باشد .
حالی:حالا،درحالحاضر.
درون پرده:پنهانی،دورازچشم.
حدیث:رویدادتازه، گفته و روایت.
اغیار:بیگانگان،نااهلان.
حجاب: پرده، پوشیده.
طاعت:قبا:دریدن، چاک زدن.
کردن:به سوی خود مرابخوان ودعوت کن.
غیور:حسود، رشک بَرَنده
به خودم خوان: به سوي خود مرا بخوان و دعوت كن.
مُنعِم:احسان کننده،نیکوکار،توانگر و مالدار.
دوامِ وصل :پیوستگی و استمراردیدار و وصال محبوب.
التفات:توجه.
#غزل_شماره_۱۹۶
http://t.me/gonbade_davvar