پرسش:کرایون عزیز، من یک درمانگر و متخصص درمانهای جایگزین هستم و میخواهم بدانم بهترین راه برای کمک به افرادی که با
اعتیاد و
رفتارهای وسواسی و
اجباری دستوپنجه نرم میکنند چیست؟
پاسخ:اعتیاد و رفتارهای اجباری، تنها حاصل اختلالات روانشناختی و/یا عدم تعادل شیمیایی نیستند. آنها روشی هستند که «خودِ زیستی» (خودِ بیولوژیکی) از طریق آن، انسان را از به پایان رساندن چیزی که از نظر روحانی برای تحقق آن به اینجا آمده است، منحرف میکند. (یعنی از دارما و رسالت منحرف میکند.مترجم) این وضعیت همچنین بهعنوان یک آزمون یا چالش در اختیار او قرار گرفته است.
اگر با انسانهای گرفتار اعتیاد کار میکنی، نیازی نیست من از سرخوردگی و درماندگیای که تجربه میکنند برایت بگویم. آنها کاملاً میدانند که چه میکنند، اما نمیتوانند به اندازهی کافی با ساختار سلولی خود ارتباط برقرار کنند تا بتوانند جلوی آن را بگیرند.
بخش اصلی این کشمکش، همان جایی است که بیولوژی و بافت زیستی یک
«دیوارِ اعتیاد یا رفتار اجباری» میسازد تا انسان مجبور نباشد تصمیمی را که برای آن به اینجا آمده است، بگیرد. و بدتر از آن، گاهی این فعالیت در واقع بهگونهای طراحی شده است که فرد را سریعتر به سوی
مرگ ببرد!
بسیاری از این روحهای ارزشمند، بسیار معنوی هستند... متوجه این موضوع شدهای؟
آنها
«در آستانهی» دستیابی به دانشی کامل قرار دارند، اما به نظر میرسد نمیتوانند کاملاً به آن مرحله وارد شوند.
چه باید کرد؟کار تو بهعنوان یک درمانگر این است که به آنها کمک کنی از این مانعِ
ترس عبور کنند.
نمیتوانند سیگار کشیدن را متوقف کنند؟ ... یا پرخوری را؟ ... یا میل جنسی را؟ ... یا مصرف مواد مخدر را؟
همهی اینها نمونههایی کلاسیک از
ترفندهای زیستی انسان هستند که بخشی از بذرِ
«ترسِ » از روشنشدگی به شمار میروند.
پاکسازی ترس، پاسخ است...ترسی که شاید این بار، اگر اطلاعات «خودِ برتر» را بپذیرند، مجبور نباشند رنج بکشند و شکنجه شوند.
بسیاری از انسانها بهصورت ناخودآگاه از وارد شدن به یک تجربهی روحانی میترسند.
حتی کسانی که خودشان درمانگر، چنل کننده یا واعظ هستند نیز این تجربه را خواهند داشت!
آنها نمیخواهند
«تا انتها پیش بروند»، زیرا آخرین باری که (در زندگیهای قبل) این کار را انجام دادند...
به شکلی هولناک مردند.پس ای درمانگر، به آنها کمک کن تا شروع کنند به صحبت کردن با ساختار سلولی خود؛ به شیوهای که ترس از دریافت اطلاعات و عمل کردن بر اساس آنچه از بُعد روحانی میآید، آرام شود.
هرچه بیشتر بتوانند خودشان را دوست داشته باشند، کمتر برای رسیدن به آرامش به محرکهای بیرونی متکی خواهند بود.
هرچه بیشتر بتوانند این ترسِ بسیار واقعیِ خود را رها کنند، نیاز کمتری به اعتیادهایشان خواهند داشت.
رفتار تغییر خواهد کرد و در نهایت اعتیاد کنار خواهد رفت.
مراقبه نیز بخشی از این کلید است...مراقبهی واقعی، همراه با نیت و انگیزه.
و در نهایت، مسئلهی اصلی
ارزشمندیِ خویشتن است؛ همان چیزی که به معنای دوست داشتن خود نیز هست.
وقتی این مسئله حل شود، اعتیادها شروع به کاهش میکنند و در نهایت از بین میروند.
در ماههای آینده، اطلاعات بیشتری دربارهی راههای واقعیِ افزایش ارزشمندیِ خویشتن در اختیارتان قرار خواهیم داد.
https://t.me/Ba_Kryon#اعتیاد