📌 پانزده پرسش که کمک میکند رسالهی لیزیس [=رسالهی دوستی] افلاطون را بهتر بفهمیم.
در وقت خواندنِ رسالهی لیزیس[=دوستی] به پرسشهای زیر دقت کنید و سعی کنید پاسخ آنها را بیابید. این پرسشها طرح سقراط برای تحلیل «ماهیت دوستی» را بهتر آشکار میکند.
✔️ سؤال مربوط به بند ۲۰۳ تا بند ۲۰۶:
۱.اگر هیپوتالس عاشق لیزیس است آیا لیزیس هم عاشق هیپوتالس است؟ [آیا دوستداشتن رابطهای دو طرفه است؟ دوستی چطور؟]
✔️ سؤالهای مربوط به بند ۲۰۷ تا بند ۲۱۰:
۲. اگر در کاری صاحب معرفت نباشی آیا دیگران در آن کار به تو اعتماد خواهند کرد؟ [چه رابطهای بین معرفت داشتن به موضوعی و اعتماد کردن دیگران به شخص صاحب معرفت وجود دارد؟]
۳. اگر کسی برای دیگری مفید نباشد آیا دیگری او را دوست خواهد داشت؟ [چه رابطهای بین مفید بودن و دوست داشتن وجود دارد؟]
✔️ سؤال مربوط به بند ۲۱۱ تا بند ۲۱۳:
۴. آیا اگر الف عاشق ب باشد آنگاه میتوان ب را دوست الف خواند در حالی که ممکن است ب الف را دوست نداشته باشد یا حتی از او متنفر باشد؟
۵. آیا میتوانیم معشوق را دوست عاشق بدانیم درحالیکه ممکن است معشوق دشمن عاشق باشد؟ [آیا معقول است کسی را دوست دشمن خود بدانیم؟]
✔️ سؤالهای مربوط به بند ۲۱۴ تا بند ۲۲۰:
۶. اگر فرض بگیریم که همانند دوست همانند میشود [انسان نیکو با انسان نیکو دوست میشود و انسان شریر با شریر] آنگاه آیا انسانهای شریر اساساً میتوانند دوست یکدیگر باشند؟ [از آنجا که شریر به دیگری آسیب میزند آیا معقول است فرض کنیم کسی برای دوست خود شر بخواهد و به او آسیب بزند؟]
۷. اگر فرض بگیریم که همانند دوست همانند میشود و این فرض را منحصر به اشخاص نیک بدانیم آنگاه آیا شخص مطلقاً نیک میتواند دوست دیگری باشد [آیا معقول است که شخصی را مطلقاً نیک و کامل و کاملاً بینیاز از غیر بدانیم، و در عین حال او را نیازمند دوست بدانیم؟]
٨. آیا معقول است فرض کنیم که نه همانندها، بلکه متضادها دوست یکدیگر میشوند؟ [با توجه به اینکه دوستی و دشمنی متضاد یکدیگرنند آیا معقول است بین دوستی و دشمنی به رابطهی دوستی قائل شویم؟!]
۹. آیا معقول است فرض کنیم که نه همانندها و نه متضادها، بلکه چیزی که نه خوب است و نه بد، و بالقوه میتواند بد یا خوب شود، به دلیل سودمندی چیزی با او دوست میشود؟ [شبیه دوستی فرد بیمار با پزشک]
۱۰. آیا رابطهی فیلسوف [دوستدار دانش] با دانش از جنس رابطهی دوستی در سؤال ۹ است؟ [شخص کاملاً دانا و شخص مطلقاً نادان بینیاز از طلب دانشاند؛ در حالیکه فیلسوف نه کاملاً داناست و نه کاملاً نادان، بنابراین دوست دارد دانش را طلب کند.]
۱۱. اگر ما چیزی را به خاطر چیز دیگر دوست داریم و آن چیز دوم را به خاطر چیز سوم، آنگاه این سلسله نمیتواند تا بینهایت پیش برود و باید چیزی موضوع داشتن نهایی باشد؛ آن موضوع دوست داشتن نهایی چیست و دوستدارندهی غایی کیست؟
۱۲. اگر شر (بیماری، جهل و...) در جهان وجود نداشته باشد آیا دوستی وجود خواهد داشت؟ [در حالیکه در سؤال ۹ فرض کردیم وجود نقص و سودمندی دلیل دوستی است!]
✔️ سؤال مربوط به بندهای ۲۲۱ و ۲۲۲:
۱۳. اگر فرضهای بالا برای یافتن ماهیت دوستی درست نباشند معقول است فرض کنیم میل دلیل دوستی است؟ (از آنجا که منشاء میل نقص و کمبود است، آیا مجدداً مشکلات سؤالها ۹ تا ۱۲ در برابر ما ظاهر نمیشوند؟)
۱۴. اگر فرض کنیم دوستی نوعی رابطهی خویشاوندی است آیا میتوانیم به پاسخ رضایتبخش دربارهی تحلیل ماهیت دوستی برسیم؟ [از آنجا که خویشاوندی نوعی همانندی است آیا مشکلات سؤالهای ۷ و ٨ در برابر ما ظاهر نمیشود؟]
✔️ سؤال مربوط به بند ۲۲۳:
۱۵. اگر هیچکدام از گزینههای همانند، غیرهمانند، خوب، بد، نه خوب و نه بد، خویشاوندی و تناسب، برای تحلیل دوستی مشکلسازند آیا نباید دچار حیرت شویم و اعتراف کنیم که دربارهی دوستی چیز زیادی نمیدانیم؟
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
Post #3115
234
- ❤ 1
- ❤🔥 1
- 👍 1
- 👏 1
- 🙏 1