بعدشم؛
نمیخوام الان تو ذوق بزنم، ولی همونطور که خودتون هم آگاهید، کلاً چیزی تحت عنوان «پژوهشگر» بهعنوان یک شغل وجود نداره در ایران؛ که مثلاً بتونی دنبال موقعیت شغلی براش بگردی و رزومه ارسال کنی و کسی استخدامت کنه؛ مخصوصاً اگر دانشجوی کارشناسی باشی.
برای مقایسه، در غالب کشورهای اروپا و آمریکا و کانادا معمولاً پژوهشگران حقوق مشخصی دریافت میکنن، و موقعیتهای شغلی متعددی براشون وجود داره در دانشگاه و صنعت. البته اونها هم در ارشد و دکترا.
افرادی که در ایران در حیطهی زیستشناسی پژوهش میکنن، یا دانشجویان ارشد و دکترا هستن که هزینهی صفر تا صد پروژهشون رو خودشون باید پرداخت کنن (نهایتاً با کمک مالی خیلی کوچیکی از سمت دانشگاه)؛ یا افرادی هستن که در بخش R&D (تحقیق و توسعه) شرکتهای بزرگ دارویی و بیوتکنولوژی مشغول به کار هستن که اونها هم تعدادشون انگشتشماره و معمولاً تیم هستهشون از قبل مشخصه (هر کی اونجاست، از قبل بوده!)، و انقدر کارشون تخصصیه و روی درز اطلاعات سازمانیشون حساسن که معمولاً به نیروهای بیرونی اعتماد نمیکنن. مخصوصاً اگر سابقهی فعالیت مشابه نداشته باشی. ولی موقعیتهایی غیر از پژوهش شاید بتونی پیدا کنی؛ کنترل کيفيت و نمایندهی علمی و تکنیسین آزمایشگاه و از اینها.
پس بهصورت کلی، اگر کسی بههدف پژوهشگر شدن وارد حیطهی زیستشناسی شده و میخواد ایران بمونه، باید خیالش رو راحت کنم که تا سالهای خیلی طولانی باید تحصیل کنه و بعدشم قرار نیست اعداد و ارقام آنچنانیای ببینه؛ چون اساساً چنین شغلی هنوز تعریف نشده. با بیشترین میزان تخصص و تحصیل، و کمترین توقع مالی، باید زندگیاش رو بگذرونه.
در مقطع کارشناسی، در بهترین حالت، شانس یاورتون میشه و یک جایی با یک استاد خوب آشنا میشید و بهش پیشنهاد میدید که توی پروژهاش کمکاش کنید (اگر پروژهی جاریای داشته باشه). اون هم درخواستتون رو قبول میکنه و حاضر میشه توی این مسیر راهنماییتون کنه و بهتون چیز میز یاد بده. این میشه تجربهی پژوهشی برای سیویتون. خارج از این چارچوب، چیز نادریه تجربهی پژوهشی موفق. باید موفق بشید خودتون رو به یک استادی بچسبونید، و اینجا قدرت شبکهسازیتون بهکارتون میاد.
Post #27353
2.4K
- ❤ 124