ـــــــــــــــــــــــــــــ
🏷️ هذه سبیلی| این است راه من
🔸 فصل پنجم (فعالیتها و مرحلۀ عملی)
◽ قسمت ۱۶
🔸 تدریس در پوهنتونها
من در سال ۲۰۰۷ با اخذ مدرک دکتورا از دانشگاه اردن فارغالتحصیل شدم و با معدل عالی ۴/۴ رتبۀ اول دورۀ خود را به دست آوردم.
در ابتدا امیدوار بودم دانشگاه محل تحصیلم که رئیسش در آن هنگام وعدۀ استخدام جوانان را میداد و اصرار داشت اساتیدی که تقاعد کرده و یا به تقاعد نزدیک هستند جایِشان را به فارغالتحصیلان جدید و خلاق بدهد، مرا در آغوشش بگیرد و زمینۀ استخدامم را فراهم سازد. اما از آنجایی که وعدههای رؤسای پوهنتونها مانند بسیاری از دیگر از افراد بانفوذ چیزی جز حرفهای میانتهی نیست، این امید و آرزو محقق نشد.
با این حال، به کار خویش به عنوان معلم زبان عربی در مکاتب دورۀ متوسطه ادامه دادم و بدون نگاه به گذشته، از کارم راضی بودم و هیچگاه از فقدان فرصتهای برابر که رویکرد نظامهای فاسد است و بیش از خشم، ترحم را بر میانگیزد، پشیمان نبودم.
پدرم به من میگفت: عدم تدریس در دانشگاه، برایت آزادی بیشتری میدهد و باعث میشود خلاقیتت به شکل بهتر و بیشتری شکوفا شود.
من اگر چه یکی از آرزوهایم این بود که به عنوان استاد دانشگاه مشغول به کار شوم؛ اما با گذشت زمان، به گفتۀ پدرم متقاعد شدم و دریافتم که اگر به عنوان استاد در دانشگاه تدریس میکردم، مشغول شدن به روال کار در آنجا و دویدن به دنبال ترفیع و شرکت در سمینارها و کنفرانسها و سفر به اینجا و آنجا، فعالیتهای مستقل و خلاقانهام را محدود میکرد.
یکی از منتقدان در مورد «کالین ویلسون» نویسندۀ کتاب «بیگانه» گفته بود: ویلسون شغل دانشگاهی نداشت و به عنوان یک استاد دانشگاه، کار نکرد، و من فکر میکنم این امر هم برای او و هم برای همۀ ما چیز خوبی بود. شاید اگر او به پیشرفت تحصیل دانشگاهی و ارتقای رتبه و ترفیع مقام خود فکر میکرد، هرگز به ویلسونی که ما اینک میشناسیم، تبدیل نمیشد.
✍️ ایمن العتوم
📖 هذه سبیلی
#راه_و_زندگی
#کار_فعالیت
@ayman_Alotoom
Post #751
206
- ❤ 2