Post #11479
280
میانِ ما، عشقی بود که هرگز مجالِ نام گرفتن نیافت؛ در فاصلهی کوتاهِ میانِ دو نت، در مکثِ پیش از فرودِ یک نغمه، و در لرزشِ خاموشِ سازی که گویی از سرگذشتِ ما خبر داشت. تو موسیقیِ ممنوعِ زندگیام بودی؛ آن ملودیِ دوری که هرچه بیشتر شنیده میشد، فاصله را عمیقتر میکرد. و سرانجام، درست در همان میزان که دل به ماندنت خو گرفته بود، آهنگ به سکوت رسید؛ گویی تقدیر، آخرین نت را چنان نواخت که عشق، پیش از آنکه به زبان بیاید، به سوگِ جدایی نشست.