#گزارش_روز
درباره شارلاتانیسمِ هنری و سانتیمانتالیسمِ اجتماعی
چرا «استخر» و «زندهشور» به تماشاگر خیانت میکنند؟
سینمای ایران در روزگاری که میان کمدیهای گیشهپسند و ملودرامهای اجتماعی گرفتار شده، به آثاری نیاز دارد که هم سرگرمکننده باشند و هم بتوانند تجربه انسانی را صادقانه روایت کنند. بااینحال، «استخر» ساخته سروش صحت و «زندهشور» به کارگردانی کاظم دانشی، با وجود سوژههای مستعد و عوامل شناختهشده، در تحقق این هدف ناکام میمانند.
سروش صحت که در «جهان با من برقص» توانایی خود را در پرداخت مفاهیم مرگ و زندگی نشان داده بود، در «استخر» به روایتی کمجان و پراکنده رسیده است. تصمیم ناگهانی یک زن برای ترک زندگی مشترک، ظرفیت پرداختی روانشناختی دارد، اما شوخیهای تکراری، شخصیتپردازی ضعیف و سکانسهای کشدار، مانع شکلگیری درامی منسجم میشوند.
استفاده از نمادهای مبهم و سکوتهای طولانی نیز لزوماً به عمق فلسفی منجر نمیشود و گاه خلأهای داستانی را پنهان میکند. در این میان، بازی امین حیایی از معدود نقاط قوت فیلم است؛ هرچند در آشفتگی روایی اثر هدر میرود.
کاظم دانشی در «زندهشور» سراغ ساعات پرالتهاب پیش از اجرای حکم اعدام رفته است؛ سوژهای که میتوانست زمینهای برای بررسی عدالت، بخشش و مسئولیت انسانی باشد. اما فیلم با نمایش مداوم رنج خانواده محکوم، بیش از آنکه به تحلیل موقعیت بپردازد، بر تحریک احساسات مخاطب تکیه میکند.
دیالوگهای نمایشی، شخصیتهای کمعمق و فضاسازی فرساینده، مانع تبدیل این موضوع حساس به روایتی چندلایه میشوند. بازی کوتاه امیر جعفری از معدود لحظات تأثیرگذار فیلم است.
«استخر» با استعارههای مبهم و «زندهشور» با عاطفهگرایی افراطی، از دو مسیر متفاوت به بنبستی مشترک میرسند: بیتوجهی به منطق روایت و اعتماد مخاطب.
سینما نه با ادعای روشنفکری و نمادهای گنگ نجات مییابد و نه با نمایش بیوقفه رنج. آنچه این دو اثر کم دارند، فیلمنامهای منسجم، شخصیتهایی باورپذیر و روایتی صادقانه است؛ عناصری که بدون آنها، حتی بهترین سوژهها و بازیگران نیز نمیتوانند یک فیلم را به تجربهای ماندگار تبدیل کنند.
https://avash.ir/n/Wpk
◽️ @Avash_media ◽️ avash.ir ◽️
Post #83054
7.71K