حال نادان را ز نادان بِه نمىداند كسىی
#ایرانشناسی
#تاریخ_ایران
نابينايى در شب تاريك چراغى در دست و سبويى بر دوش در راهى مىرفت. فضولى به وى رسيد و گفت: اى نادان روز و شب پيش تو يكسان است و روشنى و تاريكى در چشم تو برابر، اين چراغ را فايده چيست؟ نابينا بخنديد كه اين چراغ نه از بهر خود است، از براى چون تو كوردلان بىخرد است تا با من پهلو نزنند و سبوى مرا نشكنند.
قطعه
حال نادان را ز نادان بِه نمىداند كسی / گرچه در دانش فزون از بوعلى سينا بود
طعن نابينا زدى اى دم ز بينايى زده / زانكه نابينا به كار خويشتن بينا بود
(ص ۱۰۲)
مأخذ: جامى، نورالدّين عبدالرّحمانبن احمد. ۱۳۷۹. بهارستان و رسائل جامى: حاوى بهارستان به پيروى از گلستان سعدى و نه رساله فارسى. بهتصحيح اعلاخان افصحزاد، محمدجان عمراُف و ابوبكر ظهورالدّين. تهران: ميراث مكتوب.
@atorshiz
Post #4686
1.45K
- ❤ 9
- 👍 2