مِهرِ من داری چه می جویی دِگر ؟
چون خدا با توست، چون جویی بشر ؟
او بگفتی: یا رب ای دانایِ راز
تو گشودی در دلم راهِ نیاز
در میانِ بحر اگر بنشسته ام
طَمع در آبِ سبو هم بسته ام
اگر چه در میانِ دریای اسرار و حقایق ربّانی نشسته ام امّا به آبِ اندرون یک کوزۀ دیگر نیز چشم دوخته ام .
[ می خواهم جامعِ همۀ مراتب اولیاء شوم.
زیرا هر یک از اولیاء در کمالی خاص، ظهور بیشتری دارد.می خواهم همۀ کمالات قویاََ در من ظهور کند
همچو داودم ، نود نَعجه مراست
طَمع در نَعجۀ حریفم هم بجاست
اگر چه در مرتبۀ عشق حق به عالی ترین مرتبه واصل شده ام.
لیکن اگر دیگر اولیاء به مرتبه ای رسند که مرا بدان راهی نباشد، بدان مرتبۀ عرفانی نیز چشمِ می دوزم تا حتماََ بدان واصل شوم.
حرص اندر عشقِ تو فخر است و جاه حرص اندر غیرِ تو ننگ و تباه
همچو مستَسقی کز آبش سیر نیست
بر هر آنچه یافتی بِالله مَایست
ای سالک، تو نیز همچون کسی باش که سخت تشنه کام است و هر چه آب می نوشد سیراب نمی گردد و در این طریق به هر چه رسیدی، اکتفا مکن .
[همچو موسی می باید که از برای کشفِ سِرّی، اتّباعِ خضر نماید
( جواهر الاسرار )
مولانا
مثنوی معنوی
🆔@atomicphysics
Post #11684
457

- ❤ 5