TGViewer
Channel Public Channel
اشــعار مــولانــا🤍

اشــعار مــولانــا🤍

@asharmolana_jan

ادمین تبادله
@Q_afzali
Subscribers
19K
Photos
785
Videos
103
Links
1.2K
Recent Posts 20 shown
Post #28807 168
باز گردد عاقبت این در؟ بلی
رو نماید یار سیمین‌بر؟ بلی


ساقی ما یاد این مستان کند
بار دیگر با می و ساغر؟ بلی


نوبهار حُسن آید سوی باغ؟
بشکفد آن شاخه‌های تر؟ بلی


طاق‌های سبز چون بندد چمن
جفت گردد ورد و نیلوفر؟ بلی


دامن پُر خاک و خاشاکِ زمین
پُر شود از مشک و از عنبر؟ بلی


آن بر سیمین و این روی چو زر
اندرآمیزند سیم و زر؟ بلی


این سر مخمورِ اندیشه‌پرست
مست گردد زان میِ احمر؟ بلی


این دو چشم اشکبارِ نوحه‌گر
روشنی یابد از آن منظر؟ بلی


گوش‌ها که حلقه در گوشِ وی است
حلقه‌ها یابند از آن زرگر؟ بلی


شاهدِ جان چون شهادت عرضه کرد
یابد ایمان این دلِ کافر؟ بلی


چون بُراق عشق از گردون رسید
وارهد عیسیِ جان زین خر؟ بلی


جملهٔ خلق جهان در یک کَس است
او بوَد از صد جهان بهتر؟ بلی


من خمش کردم و لیکن در دلم
تا ابد روید نی و شکّر؟ بلی

مولانای جان
  • ❤ 11
  • 👍 2
  • 💯 1
Post #28806 176
در خانهٔ غم بودن، از همّت دون باشد
و اندر دل دون‌همّت، اسرارِ تو چون باشد؟!


بر هر چه همی‌ لرزی، می‌دان که همان ارزی
زین روی دلِ عاشق، از عرش فزون باشد


آن را که شفا دانی، درد تو از آن باشد
وان را که وفا خوانی، آن مکر و فسون باشد


آن جای که عشق آمد، جان را چه محل باشد؟!
هر عقل کجا پرّد، آن جا که جنون باشد؟


سیمرغ دلِ عاشق، در دام کجا گنجد؟!
پرواز چنین مرغی، از کون برون باشد


بر گرد خسان گردد چون چرخ، دل تاری
آن دل که چنین گردد، او را چه سکون باشد؟!


جام میِ موسی کش، شمس الحق تبریزی
تا آب شود پیشت، هر نیل که خون باشد

مولانای جان
  • ❤ 8
  • 👍 1
Post #28805 596
تو نه چنانی که منم، من نه چنانم که تویی
تو نه بر آنی که منم، من نه بر آنم که تویی


من همه در حکم توام، تو همه در خون منی
گر مه و خورشید شوم، من کم از آنم که تویی


با همه ای رشک پری، چون سوی من برگذری
باش چنین، تیز مران! تا که بدانم که تویی


دوش گذشتی ز درم، بوی نبردم ز تو من
کرد خبر گوش مرا، جان و روانم که تویی


چون همه جان روید و دل، همچو گیا خاک درت
جان و دلی را چه محل، ای دل و جانم که تویی


ای نظرت ناظر ما، ای چو خرد حاضر ما
لیک مرا زهره کجا، تا بجهانم که تویی


چون تو مرا گوش کشان، بردی از آن جا که منم
بر سر آن منظره‌ها، هم بنشانم که تویی


مستم و تو مست ز من، سهو و خطا جست ز من
من نرسم لیک بدان، هم تو رسانم که تویی


زین همه خاموش کنم، صبر و صبَر نوش کنم
عذر گناهی که کنون گفت زبانم که تویی

مولانا
  • ❤ 5
  • 🕊 4
Post #28803 538
.

دوش دیدم که ملائک درِ میخانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت
با من راه‌نشین باده‌مستانه زدند

آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعهٔ فال به نام منِ دیوانه زدند

جنگِ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت، رهِ افسانه زدند

شکر ایزد که میان من و او صلح افتاد
صوفیان رقص‌کنان ساغر شکرانه زدند



حافظ

@asharmolana_jan
  • ❤ 11
Post #28802 701
.

سال‌ها دل طلبِ جامِ جم از ما می‌کرد
وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنّا می‌کرد

گوهری کز صدفِ کُون و مکان بیرون است
طلب از گمشدگانِ لبِ دریا می‌کرد

مشکلِ خویش بَرِ پیرِ مُغان بُردم دوش
کو به تأییدِ نظر حلِّ معما می‌کرد

دیدمش خُرَّم و خندان قدحِ باده به دست
و اندر آن آینه صد گونه تماشا می‌کرد

گفتم این جامِ جهان‌بین به تو کِی داد حکیم؟
گفت آن روز که این گنبدِ مینا می‌کرد

بیدلی در همه احوال خدا با او بود
او نمی‌دیدش و از دور خدا را می‌کرد

این همه شعبدهٔ خویش که می‌کرد این جا
سامری پیشِ عصا و یدِ بیضا می‌کرد

گفت آن یار کز او گشت سرِ دار بلند
جُرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد

فیضِ روحُ القُدُس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می‌کرد

گفتمش سلسلهٔ زلفِ بُتان از پی چیست
گفت حافظ گله‌ای از دلِ شیدا می‌کرد


#حضرت_حافظ

@asharmolana_jan
  • ❤ 11
Post #28801 703
.

آمده‌ای که رازِ من
بر همگان بیان کنی

و آن شهِ بی‌نشانه را
جلوه دهی نشان کنی


دوش خیال مست تو
آمد و جام بر کفش

گفتم می نمی‌خورم
گفت مکن زیان کنی


گنج دل زمین منم
سر چه نهی تو بر زمین

قبله‌ی آسمان منم
رو چه به آسمان کنی..



مولانا

@asharmolana_jan
  • ❤ 7
Post #28798 783
شاعر گمنام

از بیم رقیب جستجویت نکنم
وز طعن حسود گفتگویت نکنم

لب بستم و از پای نشستم اما
این را نتوان که آرزویت نکنم

اثیر اخسیکتی
  • ❤ 15
Post #28793 1.13K
چو غلام آفتابم هم از آفتاب گویم
نه شبم نه شب پرستم که حدیث خواب گویم

چو رسول آفتابم به طریق ترجمانی
پنهان از او بپرسم به شما جواب گویم

به قدم چو آفتابم به خرابه‌ها بتابم
بگریزم از عمارت سخن خراب گویم

به سر درخت مانم که ز اصل دور گشتم
به میانهٔ قشورم همه از لباب گویم

من اگر چه سیب شیبم ز درخت بس بلندم
من اگر خراب و مستم سخن صواب گویم

چو دلم ز خاک کویش بکشیده است بویش
خجلم ز خاک کویش که حدیث آب گویم

بگشا نقاب از رخ که رخ تو است فرخ
تو روا مبین که با تو ز پس نقاب گویم

چو دلت چو سنگ باشد پر از آتشم چو آهن
تو چو لطف شیشه گیری قدح و شراب گویم

ز جبین زعفرانی کر و فر لاله گویم
به دو چشم ناودانی صفت سحاب گویم

چو ز آفتاب زادم به خدا که کیقبادم
نه به شب طلوع سازم نه ز ماهتاب گویم

اگرم حسود پرسد دل من ز شکر ترسد
به شکایت اندرآیم غم اضطراب گویم

بر رافضی چگونه ز بنی قحافه لافم
بر خارجی چگونه غم بوتراب گویم

چو رباب از او بنالد چو کمانچه رو درافتم
چو خطیب خطبه خواند من از آن خطاب گویم

به زبان خموش کردم که دل کباب دارم
دل تو بسوزد ار من ز دل کباب گویم


مولانا

@asharmolana_jan
  • ❤ 13
Post #28792 1.15K
.


جان و جهان چو روی تو در دو جهان کجا بود
گر تو ستم کنی به جان از تو ستم روا بود

چون همه سوی نور تست کیست دورو به عهد تو
چون همه رو گرفته‌ای روی دگر کجا بود

آنک بدید روی تو در نظرش چه سرد شد
گنج که در زمین بود ماه که در سما بود

با تو برهنه خوشترم جامه تن برون کنم
تا که کنار لطف تو جان مرا قبا بود

ذوق تو زاهدی برد جام تو عارفی کشد
وصف تو عالمی کند ذات تو مر مرا بود

هر که حدیث جان کند با رخ تو نمایمش
عشق تو چون زمردی گرچه که اژدها بود

هر که رخش چنین بود شاه غلام او شود
گرچه که بنده‌ای بود خاصه که در هوا بود

این دل پاره پاره را پیش خیال تو نهم
گر سخن وفا کند گویم کاین وفا بود

چون در ماجرا زنم خانه شرع وا شود
شاهد من رخش بود نرگس او گوا بود

از تبریز شمس دین چونک مرا نعم رسد
جز تبریز و شمس دین جمله وجود لا بود


#حضرت_مولانا
#دیوان_شمس


@asharmolana_jan
  • ❤ 7
Post #28791 1.11K
.

بس بگردید و بگردد روزگار
دل به دنیا درنبندد هوشیار

ای که دستت می‌رسد کاری بکن
پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار

اینکه در شهنامه‌ها آورده‌اند
رستم و رویینه‌تن اسفندیار

تا بدانند این خداوندانِ ملک
کز بسی خلق است دنیا یادگار

این همه رفتند و ما ای شوخ‌چشم
هیچ نگرفتیم از ایشان اعتبار

ای که وقتی نطفه بودی بی‌خبر
وقت دیگر طفل بودی شیرخوار

مدتی بالا گرفتی تا بلوغ
سروبالایی شدی سیمین‌عذار



سعدی

@asharmolana_jan
  • ❤ 7
Post #28790 1.28K
.

اگر در برادرِ خود عیبی می‌بینی،
آن عیب در توست که در او می‌بینی.

عالَم همچون آینه است،
نقشِ خود را در او می‌بینی ...
آن عیب را از خود جدا کن،
زیرا آن چه از او می‌رنجی،
از خود می‌رنجی.

گفت: پیلی را آوردند بر سرِ چشمه‌ای که آب خورَد. خود را در آب می‌دید و می‌رَمید.
او می‌پنداشت که از دیگری می‌رمد، نمی‌دانست که از خود می‌رمد.

همه اخلاق بد از ظُلم و کین و حَسد و حرص و بی‌رحمی و کِبر چون در توست نمی‌رنجی،
چون آن را در دیگری می‌بینی می‌رمی و می‌رنجی.
پس بدان که از خود می‌رمی و می‌رنجی.


#فیه_ما_فیه
#حضرت_مولانا

@asharmolana_jan
  • ❤ 9
Post #28789 1.19K
.

به هر رنگی که خواهی جامه می‌پوش
من از طرز خرامت می‌شناسم


بیدل

@asharmolana_jan
  • ❤ 6
  • 🔥 3
Post #28788 1.47K
.

ای جان تو و جان‌ها چو تن
بی‌جان چه ارزد خود بدن

دل داده‌ام دیر است من
تا جان دهم جانا بیا

تا برده‌ای دل را گرو
شد کشتِ جانم در درو

اول تو ای دردا برو
و آخر تو درمانا بیا

ای تو دوا و چاره‌ام
نور دل صدپاره‌ام

اندر دل بیچاره‌ام
چون غیر تو شد لا بیا

نشناختم قدر تو من
تا چرخ می‌گوید ز فن

دی بر دلش تیری بزن
دی بر سرش خارا بیا

ای قاب قوس مرتبت
وان دولت بامکرمت

کس نیست شاها محرمت
در قرب او ادنی بیا

ای خسرو مه‌وش بیا
ای خوشتر از صد خوش بیا

ای آب و ای آتش بیا
ای دُرّ و ای دریا بیا

مخدوم جانم شمس دین
از جاهت ای روح‌الامین

تبریز چون عرش مکین
از مسجد اقصی بیا




مولانا

@asharmolana_jan
  • ❤ 10
Post #28785 1.41K
.

شب‌گریه‌ام به آن همه سامان شکست و ریخت
کز هر سرشک شیشهٔ توفان شکست و ریخت

در راه انتظار توام اشک بود و بس
گرد مصیبتی که ز دامان شکست و ریخت

توفان دهر شورش آهم فرو نشاند
این گردباد، گرد بیابان شکست و ریخت

از چشمت آنچه بر قدح می فتاده است
کس را کم اوفتاد بدین‌سان شکست و ریخت

اشکم ز دیده ریخت به حال شکست دل
مشکل‌غمی که عشق تو آسان شکست و ریخت

آخر چکید موج تبسم ز گوهرت
شور نمک نگر که نمکدان شکست و ریخت

عمری عنان گریه کشیدم ولی چه سود
آخر به دامنم جگرستان شکست و ریخت

باید به نقش پای تو سیر بهار کرد
کاین برگ از آن نهال خرامان شکست و ریخت

گرداب خون ز هر دو جهان موج می‌زند
در چشم انتظار که مژگان شکست و ریخت؟

در عالم خیال تو این غنچه‌وار دل
آیینه‌خانه‌ای به گریبان شکست و ریخت

از خویش هرچه بود شکستیم و ریختیم
غیر از دل شکسته که نتوان شکست و ریخت

بیدل ز فیض عشق به مژگان گذشته‌ایم
در بیشه‌ای که ناخن شیران شکست و ریخت



بیدل

@asharmolana_jan
  • ❤ 10
Post #28784 1.39K
.


دزدیده چون جان می‌روی اندر میانِ جانِ من
سروِ خرامانِ منی ای رونقِ بستانِ من

چون می‌روی بی‌من مرو ای جانِ جان بی‌تن مرو
وز چشم من بیرون مشو ای شعله‌یِ تابانِ من

هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرم
چون دلبرانه بنگری در جانِ سرگردانِ من

تا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرم
ای دیدنِ تو دینِ من وی رویِ تو ایمانِ من

بی‌پا و سر کردی مرا بی‌خواب‌وخور کردی مرا
سرمست و خندان اندرآ ای یوسفِ کنعانِ من

از لطفِ تو چون جان شدم وز خویشتن پنهان شدم
ای هستِ تو پنهان‌شده در هستیِ پنهانِ من

گل جامه‌در از دست تو ای چشمِ نرگس مستِ تو
ای شاخ‌ها آبستِ تو ای باغِ بی‌پایانِ من

یک لحظه داغم می‌کشی یک دم به باغم می‌کشی
پیشِ چراغم می‌کشی تا وا شود چشمانِ من

ای جانِ پیش از جان‌ها وی کانِ پیش از کان‌ها
ای آنِ پیش از آن‌ها ای آنِ من ای آنِ من

منزلگهِ ما خاک نی گر تن بریزد باک نی
اندیشه‌ام افلاک نی ای وصلِ تو کیوانِ من

مر اهل کشتی را لحد در بحر باشد تا ابد
در آبِ حیوان مرگ کو ای بحرِ من عمانِ من

ای بویِ تو در آهِ من وی آهِ تو همراهِ من
بر بویِ شاهنشاهِ من شد رنگ‌وبو حیرانِ من

جانم چو ذره در هوا چون شد ز هر ثقلی جدا
بی‌تو چرا باشد چرا ای اصلِ چار ارکانِ من

ای شه صلاح‌الدینِ من ره‌دانِ من ره‌بینِ من
ای فارغ از تمکینِ من ای برتر از امکانِ من


#حضرت_مولانا
#دیوان_شمس


@asharmolana_jan
  • ❤ 10
Post #28782 1.64K
ای آنکه به جز شادی و جز نور نه‌ای
چون نعره زنم که از برم دور نه‌ای

هرچند نمک‌های جهان از لب تست
لیکن چکنم چو اندر این شور نه‌ای



#مولانا

@asharmolana_jan
  • ❤ 14
  • ❤‍🔥 2
Post #28781 1.78K
اشــعار مــولانــا🤍 Video
.


با او دلم به مهر و مودت یگانه بود
سیمرغ عشق را دل من آشیانه بود

بر درگهم ز جمع فرشته سپاه بود
عرش مجید جاه مرا آستانه بود

در راه من نهاد نهان دام مکر خویش
آدم میان حلقهٔ آن دام دانه بود

می‌خواست تا نشانهٔ لعنت کند مرا
کرد آنچه خواست آدم خاکی بهانه بود

بودم معلم ملکوت اندر آسمان
امید من به خلد برین جاودانه بود

هفصد هزار سال به طاعت ببوده‌ام
وز طاعتم هزار هزاران خزانه بود

در لوح خوانده‌ام که یکی لعنتی شود
بودم گمان به هر کس و بر خود گمان نبود

آدم ز خاک بود من از نور پاک او
گفتم یگانه من بوم و او یگانه بود

گفتند مالکان که نکردی تو سجده‌ای
چون کردمی که با منش این در میانه بود

جانا بیا و تکیه به طاعات خود مکن
کاین بیت بهر بینش اهل زمانه بود

دانستم عاقبت که به ما از قضا رسید
صد چشمه آن زمان ز دو چشمم روانه بود

ای عاقلان عشق مرا هم گناه نیست
ره یافتن به جانبشان بی رضا نبود


#سنایی_غزنوی

@asharmolana_jan
  • ❤ 11
Post #28779 1.36K
اشــعار مــولانــا🤍 . آن را که چنین دردی از پای دراندازد باید که فروشوید دست از همه درمان‌ها گر در طلبت رنجی ما را برسد، شاید چون عشقِ حرم باشد، سهل است بیابان‌ها هر تیر که در کیش است، گر بر دلِ ریش آید ما نیز یکی باشیم، از جملهٔ قربان‌ها هر کاو نظری دارد با یارِ کمان‌ابرو…
گویند؛ مگو سعدی، چندین سخن از عشق
می‌گویم و بعد از من، گویند به دوران‌ها
  • ❤ 12
Older posts →

About this channel

How can I read @asharmolana_jan without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for اشــعار مــولانــا🤍: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does اشــعار مــولانــا🤍 have?
اشــعار مــولانــا🤍 (@asharmolana_jan) has 19K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does اشــعار مــولانــا🤍 know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →