خیلی غمانگیزه که به قدری توی زندگیم به دست خودشیفتهها به گا رفتهم و اونقدر در موردشون خوندهم، که میتونم حضورشون رو در همون ثانیههای اول تشخیص بدم؛ و تا الان هم واقعا پیش نیومده که اشتباه کنم. ممکنه بعضیهاشون رو نتونم، ولی اگه بتونم، قطعیه دیگه برای خودم.
مغزم اونقدر تاوان داده، که نسبت به یک سری چیزها، رفتارها و حرفها، کاملا شرطی شده دینه و تا توی یکنفر تشخیصشون میده، همهجای مغزم نور قرمز با آژیر معروف Kill Bill پخش میشه.
بعضیا یه جوری باهات بازی روانی میکنن که سالها بعد از رفتنشون طول میکشه تا به خودت بیای، زخمهات رو یکییکی کشف کنی و تازه بفهمی چه بلایی سرت آوردن، بدون اینکه اون موقع حتی خبر داشته باشی.
شرایط طوری شده که غریبه به غریبه میرسه سفره دلشو پیشش باز میکنه. سطح آستانه همه پایین اومده سطح استانداردا پایین اومده همه چی سطحی، همه چی بی کیفیت. هیچی واقعا آدم میمونه چی بگه.