TGViewer
نشر اسب نشر اسب @asb_pub · 1.47K subscribers
Post #79 2.36K
📖 خوشا به حال میک‌بات‌ها
✍️ دنیل اف. گَلوُی
📚 ترجمه‌ی امیرمحمد شیرازیان
🔴 ویراسته‌ی دلبر یزدان‌پناه

مقدمه‌ی مترجم

خیلی پیش‌تر از این‌که تب هوش‌واره دنیا را بگیرد، با ساخته‌های مصنوعی سینما احساس هم‌دردی عمیقی داشتم؛ با تی-۸۰۰ در نابودگر، دیوید در ه. و. هوش‌واره، ادوارد دست‌قیچی، یا آن پویانمایی فراموش‌نشدنیِ غول آهنی. هوش‌واره‌ها که واقعاً از راه رسیدند، این حس‌وحال رنگ دیگری به خود گرفت. در گفت‌وگوهای روزمره با دوستانم همیشه به شوخی می‌گفتم: «من دلم نمی‌آد با این‌ها تند حرف بزنم یا تحقیرشون کنم؛ فردا روزی که بالاخره بساط ما رو جمع کردن و دنیا رو گرفتن، دست‌کم تو حافظه‌شون ثبت بشه که این یکی همیشه با ادب و احترام برخورد می‌کرد!» در هیاهوی خبرهای مربوط به این پدیده‌ی نوظهور، آن شوخی کم‌کم جای خود را به دغدغه‌ای واقعی داد: ما با آفریده‌هایی که درد نمی‌کشند و اعتراض نمی‌کنند چه‌طور تا خواهیم کرد؟ آزمونی که شاید بیش از هر چیز، محکی باشد برای سنجش عیار انسانیت خودمان در برابر این «دیگریِ» نوظهور.
درست در میانه‌ی همین سردرگمی‌ها به سراغ داستان خوشا به حال میک‌بات‌ها رفتم. اگر سال‌ها پیش با آن روبه‌رو می‌شدم، احتمالاً با پوزخندی از کنارش رد می‌شدم و آن را سرهم‌بندی خیال‌پردازانه‌ی مجله‌های عامه‌پسندِ دهه‌ی پنجاه به حساب می‌آوردم؛ اما دنیل فرانسیس گَلوُی در ۱۹۵۳ آینده‌ای را مجسم کرده بود که ما امروز درست بر لبه‌ی پرتگاهش ایستاده‌ایم.
گَلوُی چهره‌ای نسبتاً مهجور اما از پیشگامان راستین ادبیات گمانه‌زن است. او که در جریان جنگ جهانی دوم خلبان آزمایشی نیروی دریایی بود، با تنی مجروح به زمین بازگشت و تا پایان عمر کوتاهش با دردهای استخوانی مزمن سر کرد. نویسنده‌ای که رنج جسمانی را با گوشت و پوست لمس کرده، طبیعی بود که در داستان‌هایش مدام به مفاهیمی مثل «فریب حواس»، «فرار از درد» و «شبیه‌سازی واقعیت» برگردد؛ همان دغدغه‌هایی که در شاهکارش، رمان سیمولاکرون-۳، دهه‌ها پیش از فیلم‌های فاسبیندر (جهان روی سیم) و ماتریکس، توهم واقعیت‌های مجازی را پیش‌بینی کرد.
خوشا به حال میک‌بات‌ها نیز ادامه‌دهنده‌ی همین دغدغه است؛ این‌که اگر انسان بتواند به‌واسطه‌ی آفریده‌هایش از دلهره‌ها و دردهای جسمانی رها شود، این آسودگی را با چه چیزی تاخت خواهد زد؟ این داستان بازخوانی کنایه‌آمیزی از موعظه‌ی مشهور عیسی بر فراز کوه است: وقتی غرور و زیاده‌خواهی آدمیان به نقطه‌ی اوج برسد، چه کسانی وارث زمین خواهند شد؟

خوشا به حال میک‌بات‌ها

پال دیویس همان‌طور که بی‌قرار مقابل جایگاه شاهد قدم می‌زد، با مدادش عصبی روی شَستش ضرب گرفته بود.
«آقای کاردُوان، پس قبول دارین…» ایستاد و رو کرد به مردی که شق‌ورق روی صندلی نشسته بود. «… که میک‌بات‌ها عملاً انسان به حساب می‌آن؟»
کاردُوان دستی به سر نیمه‌طاسش کشید و مردد نگاهی به قاضی انداخت.
قاضی، هارلن هفلر، که دست‌به‌سینه نشسته بود، میان حرفش پرید و گفت: «جناب وکیل، بنده درک نمی‌کنم انسان‌گونه شدن میک‌بات‌ها، حالا هر اندازه‌ای که باشه، چه ارتباطی با درخواست موکل‌های شما برای صدور دستور موقت داره؟»

👁 ادامه‌ی این داستان را در کتاب‌خوان اسب بخوانید.
💳 قیمت پایه: ۵۰ هزار تومان
🖤 حمایت ویژه: ۱۰۰ هزار تومان

#داستان_کوتاه #دنیل_اف_گلوی #امیرمحمد_شیرازیان #دلبر_یزدان‌پناه #علمی‌تخیلی #ادبیات_آمریکا #هوش‌واره #ویران‌شهر

🐎 نشر اسب • سر در پی افق‌ها
‏
〰️
🌐 وبگاه | 👥 گروه | 💬 پیام‌گیر ❤️ حمایت از ما
  • 👍 1
  • 🔥 1
  • 🤗 1
More from @asb_pub
  1. Oct 3, 2026نشر اسب pinned a photo
  2. Oct 2, 2026گزیده‌ای از «شهر کوچک» نوشته‌ی فیلیپ کی. دیک ▪ ترجمه‌ی امیرمحمد شیرازیان | ویراسته‌ی دلبر…
  3. Oct 1, 2026📖 شهر کوچک ✍️ فیلیپ کی. دیک 📚 ترجمه‌ی امیرمحمد شیرازیان 🔴 ویراسته‌ی دلبر یزدان‌پناه 👩‍…
  4. Sep 29, 2026Post #89
  5. Sep 28, 2026نشر اسب pinned «»
  6. Sep 27, 2026Post #87
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →