📖 پرواز گیوِر
✍️ چارلز ای. فریچ
📚 ترجمهی حسین رحمانی
🔴 ویراستهی امیرمحمد شیرازیان
یکی بود یکی نبود. در سرزمینی به نام شهر، ماشینی زندگی میکرد به نام گیوِر.
گیوِر با زنی ازدواج کرده بود که همه به او زن گیوِر میگفتند. گیوِر در حومهی شهر، نزدیک لبهی جهان زندگی میکرد، اما هر روز با خودرو سرِ کار میرفت تا برای مردی که به رئیس گیوِر معروف بود کاری بیاهمیت انجام دهد.
هر روز غروب از سرِ کار که برمیگشت، زنش میگفت: «به خانه خوش آمدی، گیوِر.»
گاهی وقتها به نظر گیوِر میرسید که کل جهان، همین چیزی که بود، حول محور او میچرخد و در این لحظههای سرشار از غرور، یقین داشت که خداسایه انتخابش کرده تا با بقیه فرق داشته باشد.
👁 ادامهی این داستان را رایگان در کتابخوان اسب بخوانید.
#داستان_کوتاه #چارلز_ای_فریچ #حسین_رحمانی #امیرمحمد_شیرازیان #علمیتخیلی #ادبیات_آمریکا #جهان_مینیاتوری
🐎 نشر اسب • سر در پی افقها
〰️
🌐 وبگاه | 👥 گروه | 💬 پیامگیر ❤️ حمایت از ما
Post #44
1.57K
نشر اسب ✨ بعضی سؤالها را میشود برای همیشه نادیده گرفت. بعضی دیگر رهایمان نمیکنند تا جوابشان را پیدا کنیم. حالا نوبت شماست: اگر قرار باشد فقط جواب یک سؤال را بدانید، آن سؤال چیست؟ ♥️ امشب، ساعت ۲۱، با داستانی تازه برمیگردیم. ⏲ #نوبت_شما #تازهها 🐎 نشر اسب •…

- 🔥 10
- ❤ 8
- 😢 2
- 👍 1