💬 توشهی راه: دیدار با فردریک براون
✍️ امیرمحمد شیرازیان
فردریک براون به داستانهایی علاقه داشت که آرامآرام زمین را زیر پای خواننده خالی میکنند. او با چند جملهی ساده کاری میکند که ناگهان به آنچه تا لحظهای پیش بدیهی میدانستیم شک کنیم. همین ایجاز و اعتماد به هوش مخاطب است که آثار او را متمایز میکند؛ داستانهایی که اغلب تنها چند صفحهاند، اما پس از پایانشان تازه گفتوگوی خواننده با متن آغاز میشود.او در طول زندگی حرفهای خود داستان جنایی، علمیتخیلی و فانتزی نوشت، اما مرز میان این ژانرها برایش چندان اهمیتی نداشت.
شخصیتهایش معمولاً با اطمینان دربارهی جهان قضاوت میکنند، اما خودِ داستان رفتهرفته نشان میدهد این اطمینان تا چه اندازه لغزنده است. طنز براون نیز از همین نگاه سرچشمه میگیرد؛ طنزی که بهجای خنداندن، راهی است برای آشکار کردن تناقضهای پنهان در رفتار و قضاوت انسان.
شاید داستان نگهبان برجستهترین نمونهی این شیوهی نوشتن باشد. اومبرتو اکو در کتاب در باب زشتی با اشاره به همین داستان نشان میدهد که مرز میان آنچه «عادی» و آنچه «هیولاوار» میپنداریم با تغییر زاویهی دید چطور دگرگون میشود. اکو نگهبان را «یکی از بهترین داستانهای کوتاه علمیتخیلی معاصر» مینامد؛ داستانی که ارزشش به چرخش غافلگیرکنندهی پایانیاش محدود نمیشود.
داستان آزمایش نیز بیدلیل کنار نگهبان قرار نمیگیرد. این دو نخستین بار سال ۱۹۵۴، با عنوان مشترک Two Timer منتشر شدند؛ آزمایش بخش نخست و نگهبان بخش دوم آن مجموعهی دوقسمتی بود. براون در آزمایش نیز بدون خلق جهانی مفصل، با کمترین توضیح، موقعیتی میآفریند که پرسشی بزرگ را پیش روی خواننده میگذارد. داستانهای او بیش از آنکه پاسخهای قطعی بدهند، ما را با پرسشهایی تازه تنها میگذارند؛ و شاید راز ماندگاریشان نیز در همین باشد.
برقآساهای فردریک براون در نشر اسب:
1️⃣ خودتنهاپندار
ترجمهی امیرمحمد شیرازیان
2️⃣ کابوس زرد
ترجمهی امیرمحمد شیرازیان
3️⃣ آزمایش
ترجمهی حسین رحمانی
4️⃣ پاسخ
ترجمهی حسین رحمانی
5️⃣ نگهبان
ترجمهی امیرمحمد شیرازیان
#توشهی_راه #دیدار #داستان_برقآسا #فردریک_براون #امیرمحمد_شیرازیان #حسین_رحمانی #علمیتخیلی
🐎 نشر اسب • سر در پی افقها
〰️
🌐 وبگاه | 👥 گروه | 💬 پیامگیر ❤️ حمایت از ما
Post #37
1.71K

- ❤ 13
- 👏 2
- 👍 1