📖 جمجمه
✍️ فیلیپ کی. دیک
📚 ترجمهی امیرمحمد شیرازیان
🔴 ویراستهی دلبر یزدانپناه
کانگِر پرسید: «دربارهی چه فرصتی حرف میزنی؟ بگو، مشتاقم بدونم.»
اتاق در سکوت فرورفته بود، همه چشم به کانگِر دوخته بودند که همچنان یونیفُرم خاکیرنگ زندان را به تن داشت.
سخنگو آرام به جلو خم شد. «قبل اینکه بیفتی زندان کاروبار تجارتت رو به پیشرفت بود، البته غیرقانونی بود، ولی سودآور. الان چی؟ هیچی، جز اینکه باید شیش سالْ دیگه هم تو زندان سر کنی.»
کانگِر ابرو در هم کشید.
👁 ادامهی این داستان را رایگان در کتابخوان اسب بخوانید.
#داستان_کوتاه #فیلیپ_کی_دیک #امیرمحمد_شیرازیان #دلبر_یزدانپناه #علمیتخیلی #ادبیات_آمریکا #سفر_در_زمان #پارادوکس_زمانی
🐎 نشر اسب • سر در پی افقها
〰️
🌐 وبگاه | 👥 گروه | 💬 پیامگیر ❤️ حمایت از ما
Post #32
1.98K

- ❤ 26
- ❤🔥 2
- 👍 2