لرد فردریک لیتون (۱۸۳۰–۱۸۹۶) امروزه بیش از هر چیز بهخاطر نقاشیهایش با موضوع اساطیر کلاسیک شناخته میشود؛ اما دامنۀ موضوعات آثار او بسیار گسترده بود. سفرهای متعددش به سرزمینهای عربی او را به خلق چندین اثر شرقشناسانه سوق داد.
شرقگرایی در هنر اروپای سدۀ ۱۹ موضوعی محبوب بود. این گرایش پس از لشکرکشیهای ناپلئون به مصر (۱۷۹۸–۱۸۰۱) شکل گرفت و با مجموعهای از اکتشافات مهم باستانشناختی و انتشار سفرنامههای سیاحان پیشین، رونق بیشتری یافت. بیشتر هنرمندان، آثار خود را بر پایۀ این منابع دستدوم خلق میکردند؛ اما لیتون از معدود هنرمندانی بود که شخصاً به این مناطق سفر کرد. او در سال ۱۸۵۷ از الجزایر دیدن کرد و خیلی زود شیفتۀ هنر عربی شد. در پی این علاقه، مجموعۀ بزرگی از کاشیها و آثار سفالی گرد آورد. او حتی در خانهاش در لندن، تالاری به سبک عربی بنا کرد.
اجکام استیلی» ترکیببندی اثر را چنین ستوده است:
«درهمتنیدگی استادانۀ دو پیکر زیبا، که هر یک نمادی از زیبایی آرمانیاند، در حالی که کنار هم بر نیمکتی از مرمر سیاهوسفید نشستهاند، با صداقتی عمیق به تصویر کشیده شده است. ظرافت پرداخت دستهای دو پیکر ــ که یک مادر و کودک یا خواهر است ــ به نهایت کمال رسیده است. پاهایشان با وقار و خویشتنداری قرار گرفته و با لطیفترین ضربهها تراش خوردهاند. حالت نشستنشان طبیعی و موزون است. شیوۀ محبتآمیزی که پیکر بزرگتر دستهای کودک را بر روی ساز میگذارد و همزمان با دست دیگر آن را کوک میکند، کاملاً طبیعی و باورپذیر است.
تمام ترکیببندی سرشار از فضایی آکنده از ظرافت و پالودگی است و تجسمی تمامعیار از ریتم به شمار میرود. پارچههای شرقی به شکلی شگفتانگیز چین خوردهاند و هر چین، به تناسب، بر جلوههای نور و سایه میافزاید. لباس ساده و آبی کمرنگ کودک با رنگ لطیف و گلگون پوست او هماهنگی کامل دارد. ردای سفید و زردوزیشده دختر بزرگتر، یا زن جوان، نیز که آزاد و ظریف بر تن او افتاده، از نظر خوشسلیقگی و هماهنگی سنجیدۀ رنگها، کاملاً بجا و متناسب است. جزئیات گلهای انار سرخ ــ که لیتون اغلب از آنها برای ایجاد نقاط اوج رنگی بهره میگرفت ــ به زیبایی تمام پرداخته شدهاند.
اینکه خود هنرمند نیز ارزش فراوانی برای این تابلو قائل بوده، از آنجا پیداست که گروه تندیسگونه ومجسمهوار کوچکی از این دو زن را به یادگار گذاشته است؛ گروهی که هم در آفرینش این اثر و هم در ترکیببندی تابلوی «دافنهفوریا» از آن استفاده کرده بود.»
ارنست ریس زیبایی رنگآمیزی اثر را چنین ستوده است:
«تالاری کلاسیک را تصور کنید با کف و دیوارهای مرمری سیاهوسفید و سرخ، و ستونهایی از مرمر سرخِ تیره. در این تالار، دو دختر موبلوند، با جامههایی فاخر اما پابرهنه، نشستهاند؛ یکی شاگرد است و دیگری آموزگار موسیقی. دختر بزرگتر به کوچکتر نشان میدهد که چگونه انگشتانش را بر سیمهای ساز قرار دهد؛ سازی با طراحی و پرداختی بینهایت ظریف. حالت چهرههای آن دو بهطرزی دلنشین طبیعی است و رنگهایی که به ترکیببندی میافزایند ــ آبی کمرنگ لباس کودک، رنگهای لطیف پوست، زرد کمرنگ موها، سفیدی و زردوزی ردای آزاد دختر بزرگتر و رنگ خرماییِ پرمایۀ موهای او ــ هماهنگی چشمگیری دارند. تکهای از گل سرخِ انار که بر کف مرمرین افتاده، آخرین نتِ درخشان رنگی را به تابلو میافزاید.»
Staley, Edgcumbe (1906). Lord Leighton of Stretton. London: The Walter Scott Publishing Co., Ltd.; New York: Charles Scribner's Sons. pp. 107–108, 110, 112.
Post #17312
162
🔰 پژوهش هنر 🎴 هزار نقاشی که باید پیش از مرگ ببینیم | استفن فارتینگ ۷. درس موسیقی | لرد فردریک لیتون ۱۸۷۷ م.| رنگروغن روی بوم| ۹۲٫۸ × ۹۵٫۳ سانتیمتر| نگارخانه هنر گیلدهال، لندن «درس موسیقی» تابلویی از فردریک لیتون است که نخستینبار در سال ۱۸۷۷ به نمایش درآمد. در این…
- ❤ 1