16. depth /dɛpθ/ عمق
17. design /dɪˈzaɪn/ طراحی کردن
18. durable /ˈdʊrəbəl/ بادوام
19. effort /ˈɛfərt/ تلاش
20. enhance /ɪnˈhæns/ تقویت کردن
21. entail /ɪnˈteɪl/ در پی داشتن
22. experiment /ɪkˈspɛrɪmənt/ آزمایش
23. exposure /ɪkˈspoʊʒər/ مواجهه
24. facilitative /fəˈsɪlɪteɪtɪv/ تسهیلکننده
25. far-reaching /ˌfɑːr ˈriːtʃɪŋ/ گسترده
26. frustrating /ˈfrʌstreɪtɪŋ/ سرخوردگیآور
27. generate /ˈdʒɛnəreɪt/ تولید کردن
28. generation /ˌdʒɛnəˈreɪʃən/ تولید
29. gloss /ɡlɔːs/ معنیشده
30. identical /aɪˈdɛntɪkəl/ یکسان
31. implication /ˌɪmplɪˈkeɪʃən/ پیامد
32. incorporate /ɪnˈkɔːrpəreɪt/ گنجاندن
33. infer /ɪnˈfɜːr/ استنتاج کردن
34. insight /ˈɪnsaɪt/ بینش
35. instructional /ɪnˈstrʌkʃənəl/ آموزشی
36. intrigue /ɪnˈtriːɡ/ مجذوب کردن
37. involve /ɪnˈvɑːlv/ درگیر کردن
38. lexical /ˈlɛksɪkəl/ واژگانی
39. mediate /ˈmiːdieɪt/ میانجیگری کردن
40. memory /ˈmɛməri/ حافظه
41. merely /ˈmɪrli/ صرفاً
42. meticulous /mɪˈtɪkjələs/ دقیق
43. outperform /ˌaʊtpərˈfɔːrm/ پیشی گرفتن
44. pedagogical /ˌpɛdəˈɡɑːdʒɪkəl/ آموزشی
45. proficiency /prəˈfɪʃənsi/ مهارت
46. psycholinguist /ˌsaɪkoʊˈlɪŋɡwɪst/ روانشناس زبان
47. recall /rɪˈkɔːl/ یادآوری
48. recommend /ˌrɛkəˈmɛnd/ توصیه کردن
49. retention /rɪˈtɛnʃən/ ماندگاری
50. retrieval /rɪˈtriːvəl/ بازیابی
51. semantic /sɪˈmæntɪk/ معنایی
52. striking /ˈstraɪkɪŋ/ چشمگیر
53. tightly /ˈtaɪtli/ بهدقت
54. ultimately /ˈʌltɪmətli/ در نهایت
🌌 واژگان پیشرفته (Advanced)
1. generation effect /ˌdʒɛnəˈreɪʃən ɪˈfɛkt/ اثر تولید
2. retrieval practice /rɪˈtriːvəl ˈpræktɪs/ تمرین بازیابی
3. semantic processing /sɪˈmæntɪk ˈprɑːsɛsɪŋ/ پردازش معنایی
4. testing effect /ˈtɛstɪŋ ɪˈfɛkt/ اثر آزمون
🧠 اصطلاحات و کالوکیشنها (Idioms & Collocations)
1. all the more so because از آن رو بیشتر که
2. delayed recall یادآوری تأخیری
3. depth of processing عمق پردازش
4. generation effect اثر تولید
5. retrieval practice تمرین بازیابی
6. semantic processing پردازش معنایی
7. testing effect اثر آزمون
📊 منابع واژگان (Vocabulary Sources)
GRE 3500: ۱۴
Fiske Wordpower: ۱۰
۱۱۰۰: ۸
1014 Practice Tests: ۷
Vocabulary for the College-Bound Student: ۶
Word Power Made Easy: ۵
≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋
🌌🧠📜 نکات گرامری 📜🧠🌌
≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋
🔍 نکتهٔ ۱
📌 اصطلاح انگلیسی:
The extent to which + clause
📌 فرمول انگلیسی:
The extent to which + subject + verb + main verb
📝 جملهٔ نمونهٔ انگلیسی:
The extent to which generation enhances retention depends on the depth of semantic processing it entails.
🖍️ برگردان فارسی جملهٔ نمونه:
میزان تأثیر تولید بر ماندگاری، به عمق پردازش معناییای بستگی دارد که در پی دارد.
🖍️ توضیح فارسی (تفصیلی):
این ساختار یک عبارت اسمی پیچیده است که در آن the extent بهعنوان اسم اصلی و to which بهعنوان حرف اضافهٔ موصولی عمل میکند.
معنای آن «میزانی که...»، «حدی که...» یا «اندازهای که...» است و اغلب در متون آکادمیک برای بیان رابطهٔ میان دو متغیر یا دو پدیده بهکار میرود.
در جملهٔ نمونه، نویسنده بیان میکند که تأثیر تولید بر ماندگاری مطلق نیست، بلکه به عمق پردازش معنایی بستگی دارد.
نکتهٔ دستوری: پس از the extent to which یک بند کامل (فاعل + فعل) میآید و سپس فعل اصلی جمله قرار میگیرد. این ساختار میتواند بهعنوان فاعل یا مفعول جمله عمل کند.
نکتهٔ ظریف: در متون علمی، the extent to which اغلب برای بیان محدودیت یا شرط یک رابطهٔ کلی بهکار میرود و از how much رسمیتر و دقیقتر است.
نکتهٔ ترجمه: در فارسی معمولاً با «میزانی که...»، «حدی که...» یا «اندازهای که...» ترجمه میشود.
مثال دیگر:
The extent to which motivation predicts success varies across contexts.
میزانی که انگیزش موفقیت را پیشبینی میکند، در بافتهای مختلف متفاوت است.
این ساختار در آزمونهای ارشد و دکتری بهویژه در بخش درک مطلب و گرامر پیشرفته بسیار رایج است و باید بتوان فاعل و فعل بند موصولی را بهدرستی تشخیص داد.
───────────────
🔍 نکتهٔ ۲
📌 اصطلاح انگلیسی:
All the more + adjective/adverb + because + clause
📌 فرمول انگلیسی:
Subject + verb + all the more + adjective/adverb + because + clause
📝 جملهٔ نمونهٔ انگلیسی:
All the more striking was the result because the generation group consistently outperformed the reading group on delayed recall tests.
🖍️ برگردان فارسی جملهٔ نمونه:
Post #212
84