۱. شخصیت محوریِ پیونددهندهٔ کتاب غولان و مانویت
از آنجا که «کتاب غولان» مانوی (BG) بخشی جداییناپذیر از هفت نوشتهٔ قانونی مانی بود محتوای آن نیز در نظام اعتقادی مانوی ادغام شد. بااینحال مانی برای گنجاندن این روایت در نظام منحصربهفرد کیهانزایی خود ناگزیر بود نقطهای مناسب بیابد تا این کار بدون تناقضهای اساسی انجام شود. این پیوند امکان ادغام روایتی اساساً مستقل را در نظام مانی فراهم میکرد. احتمالاً برای هموارتر شدن این فرایند تغییراتی نیز در روایت «اصلی» کتاب غولان صورت گرفت.
نخستین تغییر به ماهیت ناظران مربوط بود. آنان دیگر موجوداتی فرشتهگون نبودند بلکه مانویان آنها را دیو میدانستند. با توجه به باور مانوی به دو اصل مستقل و متضاد از نظر هستیشناختی این تغییر ضروری بود زیرا کردارهای ناشایست ناظران با تعلق داشتن به قلمرو نور سازگار نبود.
مسئلهٔ دوم توضیح توانایی و امکان فرود آمدن ناظران بود. ازاینرو جایگاه آنان باید در مناطق بالایی جهان قرار میگرفت. راهحل هوشمندانهٔ مانی یکی دانستن ناظران با دیوان زندانی در ده فلک بود. این همانندسازی هر دو مسئله را حل میکرد. ناظران فرشته نبودند بلکه همان دیوانی بودند که در نخستین نبرد بزرگ میان دو قلمرو و پیش از آفرینش جهان به اسارت درآمده بودند. آفرینش کیهان نیز تا حدی برای ایجاد زندانی مناسب جهت نگهداری دیوانی ضرورت داشت که در آن نبرد کشته نشده بودند.
دیوان کشتهشده نیز در آفرینش نقش داشتند. پیکرهایشان بهویژه برای ساخت افلاک و زمینها به مصالح ساختمانی تبدیل شد. بنابراین دیوان شکستخورده دو کارکرد داشتند: مردگان برای ساخت جهان به کار میرفتند و زندگان در بناهایی زندانی میشدند که بخشی از آنها از پیکر همنوعانشان ساخته شده بود.
کیهان نیز دو کارکرد داشت: زندانی عظیم برای دیوان اسیر و بیمارستانی بزرگ برای درمان ذرات نور زخمی و آمیخته با تاریکی. منابع قبطی و چینی هر دو این دو هدف را صریحاً بیان میکنند.
سرودنامه ۱۰.۲۵–۲۹:
«او روح زنده تمام نیروهای مغاک را در ده آسمان و هشت زمین گسترد و آنها را در این جهان محبوس کرد. این جهان را زندانی برای تمام نیروهای تاریکی و جایگاه تطهیر روحی قرار داد که در میان آنها بلعیده شده است.»
رسالهٔ مانوی ۱۱–۱۳:
«فرستادهٔ نورِ باد پاک با متحد کردن دو نیروی پنج گونه دیو و پنج پیکر نورانی ده فلک و هشت زمین کیهان را پدید آورد. بدینترتیب کیهان بیمارستانی برای بهبود پیکرهای نورانی و زندانی برای به بند کشیدن دیوان تاریکی شد.»
کفالیایا ۸۲.۱۲–۱۷:
«تخت ششم از آنِ روح زنده است. آن نیرومندِ باشکوه که انسان نخستین را از سرزمین تاریکی بیرون آورد و جهانها را سامان داد و ساخت ... هم برای پاکسازی نور و هم برای به بند کشیدن نیروهای دشمنی.»
بنابراین ناظران با دیوانی یکی دانسته شدند که در افلاک زندانی بودند. این ناظران نیز مانند زندانیان واقعی گاه شورش میکردند و میکوشیدند بگریزند. تلاش دیوان زندانی در بخشهای گوناگون جهان برای فرار مستلزم مراقبت دائمی نگهبانان بود.
این نگهبانان با شخصیتهای الهی اسطورهشناسی مانوی مرتبط بودند بهویژه پنج پسر روح زنده. روح زنده آفرینندهٔ اصلی جهان بود و وظیفهٔ نگهبانی را به پنج پسر خود سپرد. او برای هر یک پست نگهبانی یا حوزهای از مسئولیت تعیین کرد. نامهای لاتینی آنها در آثار آگوستین چنین است:
• Splenditenens
• Rex Honoris
• Adamas
• Gloriosus Rex
• Atlas
شاه جلال (Rex Honoris) عمدتاً مسئول هفت فلک پایینی بود هرچند برخی منابع مسئولیت هر ده فلک را به او نسبت میدهند. احتمالاً همین ارتباط سبب شده است که او با عنوان «فرمانروای آسمانها» شناخته شود.
از آنجا که دیوان زندانی در افلاک با ناظران یکی دانسته میشدند و شاه جلال مسئول افلاک بود مهار شورشهای ناظران نیز بر عهدهٔ او قرار میگرفت. بدینترتیب شاه جلال یکی از پنج پسر روح زنده به شخصیتی محوری در ادغام مطالب «کتاب غولان» در نظام اعتقادی مانوی تبدیل شد.
📚 Kósa, G. (2016). The Book of Giants Tradition in the Chinese Manichaica. In M. Goff, L. T. Stuckenbruck, & E. Morano (Eds.), Ancient Tales of Giants from Qumran and Turfan: Contexts, Traditions, and Influences (pp. 145–186). Mohr Siebeck.
@Arsacid_chronicle
Post #10207
164
تاریخ اشکانیان | Aškānān gāhnāmag سنت کتاب غولان در متون مانوی چینی در فهرستهای گوناگونِ آثار قانونی مانی از اثری به نام غولان یا کتاب غولان یاد شده است. در منابع قبطی آن را pjwme NNqala<ire یا pjwme NNgigas مینامند و منابع پارتی و فارسی میانه نام Kwʾn را برای آن به کار میبرند. صورت آوانویسیشدهٔ…
- ❤ 3