○ چرا وقتی کسی کمتر حرف میزنه، تنهایی رو ترجیح میده یا تمایلی به حضور در جمع نداره، اولین چیزی که به ذهن بعضی ها میرسه اینه که احتمالا افسردهست؟
یکی از برداشت های اشتباه درباره ی درونگرایی اینه که افراد درونگرا رو آدمهایی غمگین، منزوی یا افسرده تصور میکنن. علت این برداشت اینه که در بسیاری از محیطهای اجتماعی، پرحرفی، معاشرت و حضور فعال در جمع نشونه ی سرزندگی تلقی میشه. به همین دلیل، رفتار متفاوت ممکنه به اشتباه نشونه ی وجود مشکل در نظر گرفته بشه. ممکنه فردی از تنها بودن لذت ببره و آگاهانه خلوت رو انتخاب کنه؛ اما دیگران این رفتار رو نشونه ای از طردشدگی یا ناتوانی در برقراری ارتباط بدونن.
درونگرایی یه ویژگی شخصیتیه، نه یه اختلال روانی. افراد درونگرا ممکنه معاشرت های محدودتر، محیطهای کم تحریکتر یا زمان بیشتری برای خلوت ترجیح بدن. البته درونگرایی به این معنی نیست که همهی افراد درونگرا از جمع دوری میکنن یا انرژیشون همیشه در تنهایی بازیابی میشه. افراد درونگرا هم از نظر ترجیحات و رفتارهای اجتماعی با همدیگه تفاوت دارن. در مقابل، افسردگی یه وضعیت بالینیه که میتونه با نشونه هایی مثل خلق پایین یا از دست دادن علاقه و لذت، تغییرات خواب و اشتها، خستگی و اختلال در عملکرد روزمره همراه باشه.
افراد درونگرا هم مثل افراد برونگرا ممکنه افسردگی رو تجربه کنن. بعضی ویژگی های شخصیتی ممکنه با احتمال بیشتر تجربه ی برخی مشکلات روانی ارتباط داشته باشن؛ اما درونگرایی به خودی خود به معنی افسردگی نیست و از روی این ویژگی نمیشه وضعیت روانی یه فرد رو تعیین کرد. از طرف دیگه، نباید هر کنارهگیری ای رو به درونگرایی نسبت داد. اگه فردی برخلاف الگوی معمول خودش از دیگران فاصله بگیره، علاقهش به فعالیت های موردعلاقهش رو از دست بده یا تغییرات پایدار و آزاردهنده ای در خلق و عملکردش تجربه کنه، این تغییرات ارزش توجه دارن.