مردم به طور حسودانهای هم از هویت خود، هرقدر هم که مبهم باشد و هم از اعتبار و قدرت خود، هرقدر کم باشد محافظت میکنند و ترجیح میدهند تا این طور نشان دهند که قبل از انجام آخرین مرحلهٔ کار به طور عمیقی تفکر و تأمل میکنند و این که جنبههای مثبت و منفی را سنجیده و تمام گزینهها و امکانها را بررسی کرده و بعد از کار فکری فشرده در نهایت تصمیمی را گرفتهاند؛ اما باید گفت که هرگز چنین اتفاقهایی نمیافتد. بیشک به مغز هیچکس خطور نمیکند که بدون احساس گرسنگی غذا بخورد و احساس گرسنگی هم به اراده و میل ما بستگی ندارد و هر وقت صلاح بداند به سراغمان میآید و آن وقت موقعی است که بدن ما به آن نیاز دارد. این درواقع یک مشکل فیزیکی و شیمیایی است که راهحل آن به شکلی کاملاً رضایتبخش و یا کمتر رضایتبخش در محتویات یک بشقاب پیدا میشود؛ حتا برای انجام کاری ساده مثل رفتن به خیابان و خریدن روزنامه ابتدا باید میل و اشتیاق به دریافت اخبار داشت و این میل و اشتیاق مثل اشتهاست؛ تأثیر فعالیتهای خاص فیزیکی و شیمیایی در بدن که البته طبیعتی متفاوت دارد.
چنین کار عادی و روزمرهای نیاز به نوعی اطمینان ناخودآگاه دارد؛ به طور مثال اطمینان یا امید به این که ماشین توزیع روزنامه به موقع برسد و یا این که دکه روزنامهفروشی به خاطر بیماری صاحبش و یا به دلیل غیبت خودخواسته صاحبش تعطیل نباشد. به علاوه اگر ما اصرار داریم که بگوییم این ما هستیم که تصمیم نهایی را میگیریم آن وقت اول باید بتوانیم توضیح دهیم، تشخیص دهیم و مشخص کنیم که چه کسی در درون ما تصمیم میگیرد و چه کسی آن را اجرا میکند و میدانیم که این کار در حد و اندازه هیچکس نیست. اگر بخواهیم صریحتر بگوییم باید بگوییم این ما نیستیم که تصمیم میگیریم؛ بلکه درواقع تصمیمها هستند که بر ما مسلط و چیره میشوند. میتوان دلیل این گفته را در این حقیقت یافت که اگرچه زندگی ما را به سمتی میبرد که پشتسرهم کارهای مختلفی انجام دهیم؛ اما قبل از انجام همهٔ آنها ما به طور مناسبی تفکر و تأمل کافی و ارزیابی و محاسبه انجام نمیدهیم؛ اما باز هم فقط وقتی به کارهایی مثل نهار خوردن یا روزنامه خریدن یا جستوجوی یک زن ناشناس میپردازیم میگوییم که انجام این کارها با تصمیم خودمان بوده است.
📚#همه_نامها
✍#ژوزه_ساراماگو
من و کتاب
Post #20236
1.31K
- 👏 4
- ❤ 2
- 👍 2