TGViewer
Channel Public Channel
É𝖼︎𝖺𝗋𝗅︎𝖺𝗍𝖾ָ֪֢

É𝖼︎𝖺𝗋𝗅︎𝖺𝗍𝖾ָ֪֢

@ar_archive

حرفامو جدی نگیر، خودمم لطیفه‌م.
𝟫𝟤 : 𝟦𝟪 | 𝟤𝟢𝟣𝟪
@satoruiibot | @unknowntwbot
Subscribers
237
Photos
129
Videos
2
Links
1
Recent Posts 16 shown
Post #15373 35
زیان اگر مایل بودید، این پیام رو فوروارد کنید یک جمله بنویسم که حس می‌کنم باید بهتون بگم.
من دستم خورد پاکش کرد-*
Post #15371 37
Opia- رویا و خیالات؛ « زمستان،11 January » صدای برخورد برف با شیشه‌های خانه کوچکشان،با صدای آرام موسیقی درهم آمیخته و سمفونی زیبایی ساخته بود.بیرون،برف بی‌امان می‌بارید و شهر را لایه‌ای سفید می‌پوشاند،اما داخل خانه گرم بود؛آن‌قدر گرم که می‌شد سرمای بیرون خانه را…
یه ۶ تا اتیشی برن قلب اتیشی بدنننیننس
Post #15362 48
Honeymoon عمیقاً از آدم‌های بدفازی که انگار مأموریتشون اینه ذوق و امید آدم رو کور کنن بدم میاد. می‌گی می‌خوام ارشد بخونم: «که چی؟ یه‌سری‌ها با مدرک دکترا هم به جایی نرسیدن.» می‌گی می‌خوام ازدواج کنم: «که چی؟» می‌گی می‌خوام تولد بگیرم، سفر برم، کاری رو که دوست دارم شروع…
کاش ستاره داشتم بهش ستاره میدادم
  • ❤‍🔥 3
Post #15361 48
Honeymoon عمیقاً از آدم‌های بدفازی که انگار مأموریتشون اینه ذوق و امید آدم رو کور کنن بدم میاد. می‌گی می‌خوام ارشد بخونم: «که چی؟ یه‌سری‌ها با مدرک دکترا هم به جایی نرسیدن.» می‌گی می‌خوام ازدواج کنم: «که چی؟» می‌گی می‌خوام تولد بگیرم، سفر برم، کاری رو که دوست دارم شروع…
لطفا از طلا بنویسید.
  • 👍 3
Post #15360 43

Forwarded from Honeymoon

عمیقاً از آدم‌های بدفازی که انگار مأموریتشون اینه ذوق و امید آدم رو کور کنن بدم میاد. می‌گی می‌خوام ارشد بخونم: «که چی؟ یه‌سری‌ها با مدرک دکترا هم به جایی نرسیدن.» می‌گی می‌خوام ازدواج کنم: «که چی؟» می‌گی می‌خوام تولد بگیرم، سفر برم، کاری رو که دوست دارم شروع کنم یا برای چیزی که برام مهمه پول خرج کنم: «دلت خوشه؟ آخرش که چی؟» عزیزم، می‌دونم اوضاع چطوره. لازم نیست هر بار که می‌خوام برای زندگی‌ام ذوق کنم، بیای یادم بندازی دنیا جای مزخرفیه.
اگه قرار باشه به خاطر اینکه «آخرش چی می‌شه؟» دست از زندگی کردن بکشیم، خب از همین الان دراز بکشیم و منتظر آخرش بمونیم.
  • ❤‍🔥 3
Post #15349 46
اُکتـبر در سیاتـِل Photo
پاییز و با پستات میاریااا
Post #15340 30

Forwarded from اُکتـبر در سیاتـِل

مهمون پاییزی؛
نیازمند چندتا چنل فعال و دوست‌داشتنی هستم،
پس اگر علاقه‌مند به دعوت کردن بنده به چنلتون هستید؛
این پیام رو فور کنید تا بهتون سر بزنم و بمونم پیشتون‌🍊
دست خالی نمیام قول میدم🥧
Post #15337 51
دلقکم
  • 🤣 6
Post #15336 39

Forwarded from عمارت خورشید (29)

فور کنید؛
من به اهدافم میرسم چون….
ادامشو خودم میگم
بر اساس وایبتون
جوینم باشی قشنگ ترا خب
Post #15283 50
Opia- رویا و خیالات؛ « زمستان،11 January » صدای برخورد برف با شیشه‌های خانه کوچکشان،با صدای آرام موسیقی درهم آمیخته و سمفونی زیبایی ساخته بود.بیرون،برف بی‌امان می‌بارید و شهر را لایه‌ای سفید می‌پوشاند،اما داخل خانه گرم بود؛آن‌قدر گرم که می‌شد سرمای بیرون خانه را…
برید تو چنلش ریکت بزنید
اتیشیای پولدار هم ستاره بزنن ستاره متاره ای بشیم
Post #15282 45

Forwarded from Opia-

رویا و خیالات؛
« زمستان،11 January »
صدای برخورد برف با شیشه‌های خانه کوچکشان،با صدای آرام موسیقی درهم آمیخته و سمفونی زیبایی ساخته بود.بیرون،برف بی‌امان می‌بارید و شهر را لایه‌ای سفید می‌پوشاند،اما داخل خانه گرم بود؛آن‌قدر گرم که می‌شد سرمای بیرون خانه را فراموش کرد.دنبال دخترکش می‌گشت.بوی کیک شکلاتی محبوبش در خانه پیچیده بود،او را تا آشپزخانه نقلی‌شان کشاند.طبق معمول آنجا پیدایش کرد.به چارچوب در تکیه داد و بی‌صدا تماشایش کرد.موهای فرش روی شانه‌هایش ریخته بودند و حلقه موهایش زیر نور زرد آشپزخانه می‌درخشیدند.برای چند لحظه فقط نگاهش کرد.«این واقعیه..؟!یا رویا؟»قلبش آن‌قدر محکم می‌زد که انگار می‌خواست از سینه‌اش بیرون بزند.یک قدم جلو رفت،بعد یکی دیگر.فقط برای اینکه مطمئن شود واقعی است.فقط برای اینکه باور کند هنوز اینجاست.
او را در آغوش گرفت.گرمای وجودش،بوی آشنایش و ضربان آرام قلبش،چیزی درون سینه‌اش را آرام می‌کرد؛چیزی که مدت‌ها بود،آرام نگرفته بود.دلش می‌خواست زمان همان‌جا متوقف شود.
+ سریان؟! چیزی شده؟
صدای دخترکش او را به واقعیت برگرداند.واقعیت؟واقعیت همین بود؟بودن او کنار خودش؟زمان برگشته بود؟یا شاید..هیچ رفتنی‌ اتفاق نیفتاده بود؟!صدای معترض دخترکش دوباره بلند شد؛
+ سریان؟ با توام! چرا به حرفام توجه نمی‌کنی؟ حواست کجاست؟
بدون اینکه چیزی بگوید،او را محکم‌تر در آغوش گرفت.اینجا بود.صدایش را می‌شنید،همین کافی بود.«شاید این فرصتی دوباره برای نفس کشیدن است؟!».آرام از خودش جدايش کرد،روی پیشانی‌اش را بوسید،و یک‌بار دیگر زیر لب احساسش را زمزمه کرد؛
- دوستت دارم.
+ چی شد،یهویی؟
- فقط خواستم بگم...نمی‌تونم؟
دخترکش با ناز چشم‌هایش را از او گرفت.
+ همیشه باید بگی.
دستش را زیر چانه‌اش گذاشت و سرش را بالا آورد.برای چند ثانیه فقط به هم نگاه کردند.مات و بی‌صدا.انگار همه حرف‌هایشان در همان نگاه‌ها جا شده بودند.صدای خرناس بامزه فندوق هر دو را از آن خلسه شیرین بیرون کشید.گربه حسود.
+ سریان،برو بشین.بستنی بیارم.
- کی وسط چله زمستون بستنی می‌خوره؟
+ ما،عزیزم.
- میگم...
+ جانم؟
- بیشتر اسمم رو صدا بزن.
دخترکش خندید.همان خنده‌ای که هر بار می‌شنید‌،قلبش یک تپش را جا می‌انداخت.
صدای خنده‌های او وقتی در خانه می‌پیچید،حس زندگی داشت.
کمی بعد کنار هم،روبه‌روی شومینه نشسته بودند.سرش روی شانه او بود و با ذوق از اتفاقات اخیر حرف می‌زد.فندوق هم کنارشان لم داده بود.دستش را روی سر گربه کشید.
+ پس من چی؟موهای من چی؟
صدای خنده‌اش در خانه پیچید.این بار موهای دخترکش را نوازش کرد.با هم به شعله‌های شومینه خیره شدند،چوب‌ها آرام می‌سوختند.این سکوت را دوست داشت؛سکوتی که سکوت نبود.سکوتی که پر از آرامش بود.برای گفتن احساسشان به کلمات نیاز نداشتند،با سکوت حرف می‌زدند.دوست داشتن‌شان با نگاه گفته می‌شود.با سکوت.
آهنگ عوض شد؛بلند شد و دستش را به سمت او گرفت.
+ بانوی من،افتخار می‌دید؟
- البته،سریانم.
آرام شروع به رقصیدن کردند.موسیقی پخش می‌شد،اما او فقط صدای قلب‌هایشان را می‌شنید.سرش را روی شانه‌ دخترکش گذاشت.او را نفس کشید.بودنش را.گرمایش را.حقیقت شیرین بودنش را.رقصشان آرام‌تر شد؛برف هنوز پشت پنجره می‌بارید و نور شومینه روی صورتشان می‌خزید.سرش را روی شانه دخترکش برداشت،پیشانی‌هایشان را بهم تیکه دادند،چشمانش را بست.می‌خواست در همین نقطه بماند.همین خانه کوچک.همین صدای موسیقی،همین صدای خنده‌ای که دل گرمش می‌کرد.با گربه ایی که گوشه کاناپه چرت می‌زد.و همین آدمی که میان اغوشش بود.لبخند کمرنگی زد.«بیرون برف می‌بارید؛اما در دلش،زمستان تمام شده بود».
Older posts →

About this channel

How can I read @ar_archive without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for É𝖼︎𝖺𝗋𝗅︎𝖺𝗍𝖾ָ֪֢: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does É𝖼︎𝖺𝗋𝗅︎𝖺𝗍𝖾ָ֪֢ have?
É𝖼︎𝖺𝗋𝗅︎𝖺𝗍𝖾ָ֪֢ (@ar_archive) has 237 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does É𝖼︎𝖺𝗋𝗅︎𝖺𝗍𝖾ָ֪֢ know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →