عطیه
Post #324
110
آسمان گریست، ابر ها در آغوشش گرفتند در میان زخمک های اختراع شده از مغز برفکزده ی انسانی، خراش میزنند بر تن آسمان این برجک های پوشالی، علم را تسلط مینویسند و هنر را غریبگی خواندند، درخواب های ابدی ماندهاند و شهر بیداری روایت دارند، آری شهرِ ما پر از بیگانگیست، آری پر از هوس هایی که عشق معنا شدند و عشق هایی را که بهانه ترجمه کردند.
- ⚡ 1