#یادداشت
⭕️نزدیکی و همکاری چپ ها با اسلامی ها و ماحصل آن...
هفتم مهر سالروز تشکیل حزب توده است در ۱۳۲۰ش در خانه سلیمان میرزا.
...درباره نزدیکی این دو طیف فکری که دست کم دو بار آنها خواسته اند بهم نزدیک شوند اما هر دو بار به طلاق انجامیده!
معمولا سخن حافظ همیشه در این اتحادها مصداق پیدا کرده :
"که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکلها!"
این نشان می دهد که برخی همکاریها و اتحادها از همان اول محکوم به شکست اند.
▪️بار اول:
اتحاد کمونیستها با میرزاکوچک خان بود که با کودتای احسان الله خان به کوچک خان نارو زدند!
وقتی در آن صبح ارديبهشت ۱۲۹۹ش ناوگان جنگی بلشويكها به فرماندهی راسكولنيكف در خزر به شمال ایران رسیده به بمباران نيروهای انگليسی مستقر در غازيان و اطراف آن پرداخت، احساناللهخان بعدا در خاطراتش مي نويسد كه با ميرزاكوچكخان از صدای شليك توپها از خواب بيدار شديم و من فرياد زدم كه صدای شليك رفقا را شنيديد؟ و ميرزا از من خواست به شكرانه ورود رفقا دو ركعت نماز بخوانيم!
دو گروه به کمک هم در رشت حکومت تشکیل دادند اما چپدها با کودتای احسان الله خان، میرزا را کنار زدند.
طفلکی میرزا فکر می کرد مقامات بالای روسی از این خیانت احسان الله خان بی خبرند و پی در پی نامه های شکایت به سران شوروی می نوشت، اما آنها شکوائیه های میرزا را خوانده به سادگی او می خندیدند!
البته اندکی بعد احسان الله خان کنار رفت و حیدرخان عمواغلی به رشت آمد تا بلکه اختلاف چپ ها و میرزا را حل کند! جلسه آشتی کنان که در ملاسرا(صومعه سرا)در ۷مهر ۱۳۰۰ تشکیل گردیده بود این بار نوبتِ خنجر از پشت زدنِ میرزاکوچک خان بود! میرزا به سرِ قرار نیامد و آن محل از همه طرف به گلوله بسته شد، حیدرخان دستگیر و ۶۴ روز بعد او را کشتند و جسدش را دادند سگهای چوپانان خورد!
▪️اما بار دیگر پس از انقلاب ۵۷ نزدیکی و همکاری حزب توده با خط امام چنان شد که نورالدین کیانوری می گفت:
«اگر از روی جسد ما هم رد بشوند ما خط امامی هستیم»!
شاملو آن زمان در طنزگونه ای در مورد حزب توده نوشت که آقایان که زمانی می گفتند«دین تریاک توده هاست» اکنون در «این اواخر آب توبه به سر ریخته و ختنه را برای اعضای خود اجباری کرده...»!
اما باز بزودی، عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها!
عشق اول، تنها چهار سال دوام آورد! در بهمن ۱۳۶۱ هجوم به حزب توده آغاز شد و کیانوری دستگیر گردید! ابتدا شایعه ای در بین اعضای حزب پیچید که دبیرکل شان مردانه در بازجویی مقاومت کرده و نم پس نداده!
احسان طبری بلافاصله شعری در ستایش مقاومت قهرمانانه کیانوری سرود و سیاوش کسرایی نیز شعر بلندِ «تهمتن در زنجیر» را سروده با کمک فدائیان(اکثریت) به شکل زیراکس منتشر و در «راه توده» درج نمود!
منظور از تهمتن، کیانوری بود!
به خاطر همین و با این زمینه ذهنی، وقتی روزنامه اطلاعات در ۱۰ اردیبهشت اعلام کرد «که امشب...اعترافات نورالدین کیانوری و به آذین از تلویزیون پخش خواهد شد»، در بیرون از زندان، توده ای ها به همدیگر می گفتند بگذار مصاحبه کنند تا آبرویِ خودِ حکومت برود! چون «رفقای ما چنان دفاع جانانهای از حزب و فعالیتهایمان بکنند که اینها از کاری که کردهاند صد بار پشیمان شوند...»!
آن شب، رفقای حزبی با اشتیاق کامل به انتظار مصاحبهی قهرمانانه رهبرشان نشسته و بی صبرانه منتظر ساعت ۱۰شب اردیبهشت ۶۲ بودند تا رهبرشان از حقانیت سوسیالیسم و آرمانهای محکم حزب دفاع بکند اما همه چیز بر ضدِ انتظارشان پیش رفت! و بسیاری از شیفتگان و باورمندان سوسیالیسم در آن شب، از ته قلب و به درد گریستند!
رهبر قهرمان و تهمتنشان چنان درهم شکسته، تکیده و مچاله شده بود که وقتی بر آن صفحه جادویی ظاهر شد پی در پی محورهای خیانتهایش را می شمرد:
«ما در شش محور خیانت کردیم...» ..و سپس گفت:«...به نظر ما این تخلفات خیلی سنگین است در چهارچوب جاسوسی- خیانت- تخلف، همه در آن میگنجد و به قدری سنگین است که به نظر من سنگینترین مجازاتهایی که جمهوری اسلامی بخواهد، حق دارد که در مورد این تخلفات [اعمال کند]...»!
(نقل از: سرگذشت پروکروستس ایرانی...ص۳۶۱)
خان بابا تهرانی سالها بعد میگوید وقتی در اروپا، برنامه تلويزيونی سران حزب توده را که طلب مغفرت میکردند، مشاهده نمودم. وقتی چشمم به سيمای کيانوری در تلويزيون افتاد، ديدم که چگونه قيافهاش مچاله و شبيه عمامه آيت الله اردبيلی است! دلم به درد آمد و ناگهان و بیاختيار اين جمله او بر زبانم جاری شد که دو بار به من گفته بود:
«برو گم شو، تو اصلاً آدم بشو نيستی!»
💢علی مرادی مراغه ای
@antioligarchie