پیشبینی آینده ایران و نبرد سه گروه : عرزشی، عاریایی و نخبگان سوسیالیست
قسمت اول
اگر اکثریت خاموش جامعه عقل سیاسی داشتند میدانستند که بهترین گزینه آنها بازگشت به سلطنت سنتی است ولو اینکه شاه را از خانوادههای سلطنتی ممالک دیگر قرض کنند. اما تسلط صد ساله ایدهفروشان و بمباران مغز ایرانی با دروغ و باد وقوع چنین چیزی را فعلا نامحتمل میکند. پس برسیم به ارزیابی واقعگرایانه وضع فعلی. به لحاظ مفهومی سه جبهه متفاوت سیاسی داریم:
۱-عرزشیها یا رجالههای اطلاعاتی-نظامی حاکم که میلیاردها دلار پول و سازمان و رسانه و تجربه و سلاح دارند. با بخشش رانت از حمایت چیزی حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد جمعیت کشور برخوردارند. زمانی که جهت وزش باد به طور جدی عوض شود، بخش اعظم این جمعیت تغییر جبهه خواهند داد و به غیر از مستضعفین عقلی و گروههای افغان و عرب کسی برای نظام فعلی فداکاری نخواهد کرد. از آن طرف عرزشیها از حمایت فکری مکارترین، حراملقمهترین و خبیثترین قشر جامعه یعنی آنهایی که میلیاردها دلار از بابت رانت اقتصادی و انحصارات نصیب دارند (امثال هیاتهای موتلفه) برخوردارند. این مافیای خارقالعاده شیطانی از میلیاردها دلاری که از بابت تورم و وام بانکی و قیمتگذاریها و رانتها و سایر دزدیها گیرشان میآید هرگز به راحتی نخواهند گذشت و در مقابل هرگونه اصلاح جدی و نیز تغییر رژیم خواهند ایستاد و انواع دسیسهها و جنایات را مرتکب خواهد شد. در ضمن اکثر اعضای این مافیا برای ملت ناشناختهاند. خیلیهاشان ممکن است کراواتی و شیک و ساکن لندن باشند. به هرحال این مافیای خاموش از تمام افراد و گروههای دیگر باهوشتر و خبیثتر است و از نظام کمونیستی مرکانتالیستی عرزشی تا آخر حمایت میکند.
از طرف دیگر مجتبی خامنهای و شرکا بیکار نیستند و برای آینده برنامه دارند. مشخصا، دو برگ برنده را برای بعد ارتحال نگاه داشتهاند: یکی رها کردن مساله حجاب و ارشاد و مسایل فرهنگی است. دیگری تسهیل روابط خارجی و تحریمهاست. فعلا مخصوصا کارشکنی میکنند تا برگها خرج نشود و هدر نرود. انگشت روی نبض آقا دارند. فکر میکنند استفاده از این دو برگ بعد از ارتحال برای جانشین آقا مقبولیت میآورد و حداقل ده سال فرصت میدهد. این دو تغییر استراتژیک فوق پیشنهاد مافیاست که به شرط حفظ سلطه هیچ نفع دیگری در ایدئولوژیهای ورشکسته ندارد. بیت مفتخور احمد خمینی هم پشتیبانی خواهد کرد. علاوه بر دو برگ برنده فوق ممکن است دست به اصلاحات محدودی هم بزنند و از تجربیات اربابان و همتایان شرقی استفاده و تقلیدهایی برای تجدید و ساماندهی قوا انجام دهند. آنها هم الگوهای قدیمی جمهوری (شوروی و چین) و هم الگوهای جدید مانند روسیه جدید و محمد بن سلمان و طالبان و الگوهای محلی را بررسی میکنند. شخص خامنه ای بردهنواز و فقط و فقط به وفاداری سیاسی دوجانبه حساس است و لذا به هیچ هدایت و نظمی معتقد نیست. جانشینان او ممکن است کمی نظام را هم بکشند و از شر مهرههای سوخته به خصوص آخوندهای نامحبوب و هیچکاره خلاص شوند. بدیهی است با وجود این اصلاحات کم هزینه هیچ گشایش سیاسی جدی یا اصلاح و آزادسازی واقعی در کار نخواهد بود.
نکته بعد آنکه اصلاحطلبان و تکنوکراتها و نخبگان و چپیها در بحرانها پشت سر نظام ایستاده اند. این حکومت نخبهگرا طرح خودشان است. این چرتکهبازان چیز بهتری نمیشناسند و نمیخواهند. گول حرفهای شیک را نخورید. مثل سگ از آزادی و سلطنت میترسند. این دوران رسوایی و فتور فعلی حکومت با وجود سختیهایی که ایجاد کرد یک نعمت بزرگ است برای جدایی ملت از باد. اما دیدید اصلاحطلبان چه اصراری داشته و دارند برای «اصلاح» و حفظ آبروی نظام. تعهد اینها به انقلاب و دین التقاطی انقلابی و اصرار در زمینی کردن دین بسیار واقعیتر و بیشتر از عرزشیهاست. لذا عرزشیها با اهدای چند استخوان و دنبه اینها را هم با خود همراه میکنند.
عرزشیها از پشتیبانی چین و روسیه و سایر قدرتهای جهانی نیز برخوردارند. در زمان بحران دست به دامان بقیه اخوانیها و طالبان هم خواهند شد. هیچ قدرت خارجی و محلی نیست که از حماقت و خیانت جمهوری منتفع نشده باشد، حتی اسراییل وعربستان. گول عرعر ظاهری را نخورید. رقبا این حکومت فعلی را میشناسند، جاسوسهای خودشان را جاگذاری کردهاند. ترجیح میدهند این زپرتیهای فاسد ضعیف سرکار باشند و خیمهشببازی سودآور فعلی ادامه پیدا کند تا اینکه بخواهند با انقلابی از سوی ملت غیر قابل پیشبینی و غیر قابل اعتماد و زیادهخواه و بادی ایران طرف معامله بشوند. کنترل یک عقبافتاده ذهنی خیلی راحتتر از کنترل یک شاه یا رئیس احتمالا پرمدعاست.
Post #158
3.82K