♠️ #دکلمه ♠️
کوچه پس کوچه های دلتنگی
کودکانه ترین تصورها
زن همسایه دزدکی دیدن
ترس از شعلهء تعصب ها
عاشقانه ترین هم آغوشی
گوشهء پارک، نیمه شب، خوردن
سوز سرما و کودکی کردن
هردوتا تاب را نیاوردن
هر دو تا گوشه گوشه با بوسه
هر دو تا پا به پا زمستان بود
هر چراغی که کافه ای باشد
کوچه ها تنگ مثل زندان بود
ضرب در روزگار سگ دوها
در مکانی که شاهد مردن
هر مکانی که ضرب در مردن
هر تعلّم به گوش ما خوردن
هر چه ماهیست گور بابایش
آذری آذری نفهمیدن
کودکی از تبار طغیان ها
نیش و سرکوب را پرستیدن
مغز پتیاره روح مستهلک
یک نفر ماند و لقمه ای نانش
کاویانی میان یک میدان
روی سکو شراره آتش
ما برادر تو از کجا خواهر
ما دو تا خواهر و برادر ها
ما به اعماق گنگ یک گریه
تو بلندی شبیه مادر ها
عاشقانه ترین تعفن ها
بین یک عده خرنفهمیده
گریه کردن به جسم ناقص یا
آنطرف تر به پرده چسبیده
در اتاقی که هست خندیدن
گربه هایی شبیه سگ بودن
بعدِ رفتن چراغ ها خاموش
گریه کردن و عاقبت مردن
از دو نخ تا دو پاکت هر روزت
پریود های مغز پر عیبت
گور بابای هرچه غیر از من
یا امام نشسته در غیبت
بایدی که نبایدش بهتر
یا نباید که هرچه اش بهتر
بهترین بیت های یک پاره
تا دچار فریب یک دختر
دور آخر سلامتی دادن
جمع و پیک و تمام غم ها نوش
گیج پرواز با دو تا سوزن
تا ولیعصر و حضرت یا شوش
صدقه رفع هر بدآوردی
بپران! کی به کیه؟ هان؟ هفتاد
رفع شوری چشم همسایه
نذر یک قصد بی هدف بر باد
نذر چشمان حضرت عباس
نذر نوزاد شش طرف پوچی
نذر یک مملکت در آغوشت
رو به ویرانی و فراموشی
نظم فکری نشان خوبی نیست
شاید از هر جهت بمیرم باز
شایدم آخرت همین جا بود
با سرنگ از هوا و یک پرواز...
#مغز_مرده
#حسام_پیرسته
📚#خسته_از_پرواز𖤓 𝄟🦅⍣᭄
𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨≛@aminf16m≛✨™