👩🦰 یه دور؟؟؟ ، فقط یه دور بود ؟؟؟ ده بار منو برد جلو خواهر ها وبرادرهای خودش دولا راست شدم براشون یه بار خوش آمد میگن به مهمون منو ده دور برد سمت خانواده وخواهروبرادر خودش تعظیم کردم انقدر نیشگون گرفت از پشت کمرم سیاه وکبود شده خدایی زشت نیست دیگه توروز عروسی برای سلام وخوش آمدگویی هم دخالت میکنن آخه انگار ما ازپشت کوه اومدیم
🧔♂️ خوب عزیزم خواسته تورو به فک وفامیلا نشون بده وپزتو بده ، کاره بدی نکرده که
👩🦰 میدونم عزیزم ولی من خودم میفهمم نفهم که نیستم یا ازپشت کوه نیومدم که دیگه تواین کارها دخالت که نمیکنن زشته سن وسالی ازش گذشته اولا مادر توبود ودوما احترام سنشو نگهداشتم وگرنه میدونستم چجوری جوابشو بدم
🧔♂️ عزیزم جوابشو بدم یعنی چی اون مادر توهم هست ، زشته درمورد یه زن ۵۵ ساله اینجوری حرف بزنی
🧔♂️ عزیزم کار بدی نکرده ، مادرمن اجتماعیه وباهمه فامیلاش گرم میگیره مثل پدر ومادر تونیست که ته سالن نشسته بودن نه به کسی خوش آمد میگفتن نه با کسی حرف میزدن انگار باخودشونم قهر بودن باید به خدمت کار میگفتم یکم شیرینی براشون ببر تا باخودشون آشتی کنند
👩🦰 توهین نکن به پدر ومادر من بفهم چی میگی پدر ومادر من توهرچیزی دخالت نمیکنند اونا شعورشو دارن وهمه چی رو سپردن دست خودمون
🧔♂️ یعنی چییی؟؟ یعنی میخوای بگی پدرو مادر من شعور نداشتن درست صحبت کن اولین روز زندگیمونه داری گند میزنی تو روزمون اگه شعور داشتن حداقل به مهمونای خودشون میرسیدن
👩🦰 گفتم درمورد پدرو مادر من درست صحبت کن اونا هرچی باشن دوتا آدم فرهنگین خوب وبد رو تشخیص میدن مادرت واون دوتا خواهر های عفریطه ات از اولین روز توهمه چی دخالت کردن ونزاشتن من حتی وسایلمو به دلخواه خودم بردارم آرزوی همه چی موند رو دلم
🧔♂️ به خواهر من میگی عفریطه عفریطه مادرته که تورو ول کرد توسالن همه دنبال این بودن بفهمن پدرو مادرت کیه یا اون فامیلای دوزاریت ، آخر شب کادو هارو باز کردیم ۳۰۰ تا مهمون داشتید اومدن خوردن پاشیدن ، آخرسرهم ۵۰ تا پاکت پول خالی گذاشته بودن تو سبد برلی کادو من بیچاره خرجشونو دادم ، خوردنو در رفتن من بجای تو پیش پدرو مادرم خجالت کشیدم تو وپدرو مادرت انگار نه انگار
👩🦰 دوزاری خودتی با اون خانواده ندید بدیدت که معلوم نشد نصف کادو ها چی شد کجا رفت کی برداشت دزدید مادم ۶ تا النگو خریده بود گذاشت برام ۳ تاش گم شد من میدونم کاره اون خواهرای ایکبیریت بوده فامیلای من هرچی باشن از تو وخانوادت و فامیلای تو شعور وشخصیتشون بالا تره ی شب توعروسی سه بار دعوا درست کردن انگار چاله میدون بود اون وسط ، فوش میدادن وعربده میکشیدن تازه خودتون باخودتون دعوا میکردید
🧔♂️ دیگه داری زیادی حرف مفت میزنی میبندی دهنتو یا ببندم
👩🦰 بیخود کردی اصلا من همون دیشب نباید باتو نفهم میومدم تو این خونه ، اشتباه کردم توهم یکی مثل اون پدرو مادرو خواهرتی من همین الان جمع میکنم میرم بعد شکایت کردم پدرتو درآوردم اونوقت میفهمی چجوری با ی خانم برخورد کنی واگر شعورشو نداشتی ازدواج نکنی
🧔♂️ برو بسلامت ، هر کاری دلت میخاد برو دنبالش هیچ غلطی نمیتونی بکنی من تورو گرفتم وگرنه خانواده ایی که تو داری کی جرات داره بیاد سمتتون
❤️ زندگی خودتون رو بخاطر رفتار وحرفهای دیگران خراب نکنید وبه کسی اجازه دخالت توزندگی ندید هر خانواده ایی باید در چارچوب اون خونه وخانواده براش تصمیم گرفته شود نه بیرون از خونه وبه نظر دیگران که درنهایت آسیب این رفتارهارو فقط شما متحمل میشوید
سلام. خیلی وقته نگفتم سلام. فکر کردم یادم رفتهباشه، مث همهچی. اما یادمه. سلام. هزار ساله حرف نزدیم، یعنی حرفی هم نبوده. صبح دوستت گفت حالم رو پرسیدی و نگرانی، گفتم دو خط بنویسم برات. نگران که نیستی، میدونم. دوستت اینجوری گفت.
هوا بارونه اینجا. صبح رفتم کوه، مه بود. تو بیراهه نشستم و آتیش روشن کردم و کتاب خوندم و مست کردم. مث قدیما. کتابش خیلی قشنگه، اگه مث قبلنا بود تیکههای خوبش رو واسهت میفرستادم میگفتم ببین این همینگوی پدسگ چقد خوبه، بعد تو واسهم مینوشتی اما تو از همه بهتری، قند تو دلم آب میشد. اما هیچی مث قبل نیست. میخوام بگم از اون آبان که خون از شهر سر رفت، دلم دیگه دل نشد. حتی واسه تو. حتی با تو.
حالا واسّادم بغل پنجره به بارون نگاه میکنم. همهچی دوره رییس. یا من دور شدم از همهچی. آقافروغی داره میخونه مث لاکپشت تو خودم قایم شدم. من قایم نشدم ولی، نامرئی شدم. مث یه مورچهی سیاه رو یه سنگ سیاه تو یه شب سیاه. هستم اما به چشم نمیام. آدم اگه به چشم کسی که میخواد نیاد، بعدش دیگه نامرئی میشه.
کوتاهش کنم که حوصلهت سر نره. مث قبل یه دونهی پیزوری برفم، فقط مث قبل کف دست تو آب نمیشم. دستت دوره، خودت دوری، صدات رو یادم رفته از بس صدام نکردی. حالم رو پرسیدهبودی، پرسیدن نداره، ولی خوبم. هنوز زود گریهم میگیره، هنوز آدما رو میخندونم، هنوز شوخیای مزخرف میکنم و بعدش پشیمون میشم، هنوز حسود و کلهخراب و دیوونهم، هنوز وقتی بارون بیاد دلم تنگ میشه برای وقتایی که بارون میومد و پر میشدم از شوق دیدنت و گفتن جملهی بیا بغلم سردمه.
شما هم که حال خوبی داری. خبرش رو دارم. خیلی وقته فهمیدم من از هرکی برم، حالش بهتره. حالا بخند و گوشواره شو به گوش دنیا که قشنگه. چه خوبه که حالم رو پرسیدی. دلم تنگ شدهبود واسه این که واسهت بنویسم. آخر نامهس، ته حرفم تویی همیشه. ای آدم ظریف خواستنی که مث زن شعرهای منزوی حتی نبودنت هم اعجازه، هیچوقت نگفتم برات که لبات سنگ مزارم بود، رفتی و شدم میت بی کفن بی گور. اگه شد گاهی از دور ببوس، سردمه. همین.
How can I read @aminf16m without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for شعر دکلمه خسته از پرواز: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does شعر دکلمه خسته از پرواز have?
شعر دکلمه خسته از پرواز (@aminf16m) has 20.7K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does شعر دکلمه خسته از پرواز know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.