🍁 #دکلمه 🍁
باران که میبارد، انگار آسمان هم چیزی برای از دست دادن داشته
هر قطرهاش میافتد روی شیشه، درست مثل خاطرهای که از تو جا مانده
من میمانم و اتاقی سرد
و سیگاری که میان انگشتهایم میسوزد، درست مثل عمرِ دلتنگیام
تو روزی تمام آرامش این دل بودی
همان لبخندی که میتوانست شلوغترین غم دنیا را ساکت کند
با تو حتی غروبها هم رنگ زندگی داشتند
حتی باران، بوی امید میداد
اما حالا از تمام آن روزها
فقط چند خاطره مانده و یک دلِ خسته که دیگر توانِ باور ندارد
گاهی فکر میکنم تو هم آن دورها
زیر همین آسمان گرفته، سیگارت را روشن میکنی
و دودش را آرام فوت میکنی به هوایی
که دیگر سهمی از من در آن نیست
شاید تو هم برای یک لحظه یادت بیاید
کسی اینطرفِ دنیا، هنوز در ویرانههای دوستداشتنت زندگی میکند
من اما بعضی شبها
وقتی دردِ نبودنت از تحملم بیشتر میشود
پناه میبرم به تلخیِ مشروب
نه برای فراموشی
چون تو فراموش نمیشوی
فقط برای اینکه گلوی بغضم کمتر بسوزد
برای اینکه چند ساعت
خاطراتت آرامتر روحم را تکهتکه کنند
خاطرات تو عجیباند
همانقدر که شیرین بودند
حالا همانقدر کشندهاند
میخندم به روزهایی که فکر میکردم ماندنی هستی
و گریه میکنم به شبی که فهمیدم
بعضی آدمها تمامِ خوشبختیات میشوند
فقط برای اینکه یک روز
تمامِ ویرانیات را کامل کنند
✍️ #کاکتوس ( مجید)
📚#خسته_از_پرواز𖤓 𝄟🦅⍣᭄
𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨≛@aminf16m≛✨™