گزارش پراگماتیسم اثر ویلیام جیمز
بخش اول: معضل کنونی فلسفه
۴/۵
امّا اگر یک آماتور باشید با مشکلّی جدّی مواجه خواهید:
از یکطرف برای شما انسجام و دقّت اهمیّت دارد و از طرف دیگر امیال، سبک زندگی، امیدها و فضایلتان. شما، احتمالا، ترکیبی از طبایع را زندگی میکنید: تاحدودی شکّاک هستید امّا در این راه آنچنان افراط نمیکنید که زندگی شما مختل شود، خوشبین هستید امّا نه آنچنان که بخواهید وجوه محتمل و تصادفی جهان را منکر شوید، به دنبال معنای زندگی هستید امّا درعین حال روحیه علمی خود را نیز دارید، انسجام مفاهیم و کلیات را دوست دارید اما نه آنچنان که جزئییات را منکر شوید، به اجتماع خود تعلّق دارید امّا نه آنقدر که بخواهید فردیّت خود رو فروگذارید. در یک کلام؛ شما انسانی هستید که در جهان، با تمامی وجوه چندگانهاش، زندگی میکند.
درست به همین دلیل شما، به عنوان یک آماتور، صحیحترین قاضی و مشتری اصلی فلسفه هستید یعنی اگر شما نخواهید آنرا بخرید، معنایش این است که فلسفه کاستی بزرگی درخود دارد.
امّا هنگامی که به بازار فلسفه نگاه میکنید گویی زندگی و فضایل شما، میان دو گرایش تقسیم شده است و شما، بالواقع، نمیخواهید تنها یکی از آنها را بخرید: نه خشکی تجربهگرایی شما را راضی میکند و نه مذهبی بودن عقلگرایی. چنین عدم رضایتی، به این نتیجه منجر میشود که مایل نباشید هیچ یک از کالاها، یعنی طبایع عقلگرایی/تجربهگرایی، را خریداری کنید.
عقلگرایی، برای شما، همچون معبد یا کاخی مرمرین با معماری کلاسیک است؛ قطعاً زیبا و دلنواز است امّا این زیبایی را به بهای بریدن از واقعیّت بدست آورده. گویی مفاهیم عقلگرایانه بخشی از جهان نیستند نوعی «پناهگاه» برای فرار از تلخیهای جهان هستند، نوعی واقعیت پالودهشدهی جایگزین.
تجربهگرایی، برای شما، بیشتر به جهان متصّل است امّا این اتّصال نیز بهایی دارد: تجربهگرایی شما را بیدفاع دربرابر آشوبناکی حوادث رها میکند. فضایل ارزشمند شما را میرباید و بجای آن هیچ چیزی به شما نمیدهد.
@Americanpragmatism
Post #93
398
- 👍 1