🔹 نگاهی به #سرگذشت_و_ایام ...
🌱
تاجری که همسرش را به «علیبابا» سپردگاهی انسانها را نه با گذشتهشان، بلکه با لحظهای باید شناخت که فرصتی برای انتخاب پیدا میکنند؛ لحظهای که میتوانند میان خواهش نفس و مسئولیت، یکی را برگزینند.
محمدتقی جعفری خاطرهای را از استاد خود، مرحوم آیتالله سید ابوالقاسم خویی، نقل میکند؛ داستانی که پدر آیتالله خویی روایت کرده بود و در شهر خوی رخ داده بود.
در آن روزگار، مردی به نام «علیبابا» در خوی زندگی میکرد. او همسر و فرزند داشت، اما در میان مردم شهر نام خوشی نداشت؛ به شرارت و خلافکاری شناخته میشد و مردم از کارهای او در امان نبودند.
در همان شهر، تاجر جوان و متمولی زندگی میکرد که همسرش به زیبایی شهرت داشت. روزی تصمیم گرفت راهی سفر حج شود؛ سفری که در آن زمان، رفت و برگشتش ماهها به طول میانجامید. اما تاجر جوان خانواده و نزدیکانی نداشت تا در غیابش همسر خود را به آنان بسپارد، لذا با مسئلۀ دشواری روبهرو شده بود.
سرانجام تصمیمی گرفت که شاید برای بسیاری از مردم شهر عجیب بود.
یک روز صبح، تاجر جوان همراه همسرش به خانه علیبابا رفت. علیبابا که آنان را در آستانۀ در دید، پرسید: «اینجا چه میخواهید؟»
تاجر ماجرای سفر حج و تنهایی خود را گفت و درخواست کرد که همسرش در مدتی که او در سفر است، در کنار خانوادۀ علیبابا بماند.
درخواست عجیبی بود؛ سپردن همسر به مردی که شهر او را شرور میدانست و به کارهای خلافکار شهرت داشت.
علیبابا پذیرفت. همسر تاجر را به خانه برد و از همسر خود خواست تا در این مدت از او مراقبت کند.
ماهها گذشت.
تاجر پس از انجام مناسک حج، سالم به خوی بازگشت. نخستین جایی که رفت، خانۀ علیبابا بود. با بستهای از سوغات حج، در خانه را زد، اما به جای علیبابا، دختر او را پشت در دید.
با نگرانی پرسید: «علیبابا کجاست؟»
همسر علیبابا، پس از خوشامدگویی، پاسخ داد: «از همان روزی که همسر خود را به ما سپردی، علیبابا خوی را ترک کرد و به تبریز رفت. گفته بود تا زمانی که تو بازنگشتهای، به خانه برنمیگردد. حالا که خبر بازگشت تو را شنیده، به زودی خواهد آمد.»
این شاید مهمترین بخش داستان باشد؛ مردی که در میان مردم به شرارت شناخته میشد، در برابر امانتی که به او سپرده شده بود، راهی را انتخاب کرد که حتی نام نیک بسیاری از نیکنامان را به یاد میآورد.
گاهی در وجود انسان، چیزی عمیقتر از تصویری است که جامعه از او ساخته است. شاید آدمی گذشتهای تاریک داشته باشد، اما هنوز بتواند در لحظهای سرنوشتساز، جانب امانت، شرافت و انسانیت را بگیرد.
امانتداری، گاهی آخرین فرصت انسان برای نشان دادن چهرۀ حقیقی خویش است.📚 بازنویسی از کتاب: علامه محمدتقی جعفری، «سرگذشت و ایام»، ص ۱۷۰ و ۱۷۱، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۰۲
👈🏻 سایت دفتر نشر آثار علامه جعفری:
allamehjafari.com👈🏻 خرید کتاب: علامه محمدتقی جعفری؛ سرگذشت و ایام
https://basalam.com/allamehjafari/product/45718593#علامه_جعفری
#علامه_محمد_تقی_جعفری
#خاطره
🔹 ورود به کانال در تمام پیام رسان ها:
@allameh_jafari